رازهای خصوصی و جالب در مورد خواننده زیبا سلنا گومز که نمی دانستید!

[ad_1]

رازهای خصوصی و جالب در مورد خواننده زیبا سلنا گومز که نمی دانستید!

50 راز از زندگی خصوصی سلنا گومز Selena Gomez

سلنا گومز خواننده و بازیگر زیبایی آمریکایی است که خیلی زود معروف شد و توانست بسیار موفق شود. او هم اکنون 26 سال سن دارد و کمتر کسی را در سن وی پیدا می کنید که تا این حد موفق باشد. او به جز خوانندگی و بازیگری، فعالیت های تبلیغاتی نیز دارد و از سال 2008 سفیر یونیسف نیز شده است. در این مطلب پرده از رازهای خصوصی زندگی این سلبریتی معروف برمیداریم.

 

۱. تنها فرزند خانواده هست که در ۲۲ جولای ۱۹۹۲ در گرند پریری تگزاس به جهان آمد.

 

۲. سلنا گومز تک فرزند هست.

 

۳. مادرش وی را در ۱۶ سالگی به جهان آورد.

 

۴. وی را سلنا نامیدند، به دلیل خواننده‌ي سبک Tejano که سه سال پس از تولد او درگذشت.

 

۵. سلنا در زبان یونانی به معنای ماه هست.

 

۶. سلنا از تبار ایتالیایی و مکزیکی هست.

رازهای خصوصی و جالب در مورد خواننده زیبا سلنا گومز که نمی دانستید!

 

۷. سلنا گومز تحصیلات ابتدایی را در مدرسه‌ي دنی جونز واقع در تگزاس گذراند.

 

۸. رنگ مورد علاقه‌ي او سبز هست.

 

۹. بعضی از اسامی مستعار او عبارتند از: سل، سلی، سلنتیا، و کونچیتا.

 

۱۰. اولین کنسرتی که در آن شرکت کرد شوی بریتنی اسپیرز بود. او می گوید: فقط به دلیل دارم که نقطه‌ي برجسته‌اي در زندگیم بود! احساس میکردم روی ابرها هستم!

 

۱۱. او اولین بار در ۷ سالگی، در برنامه‌ي بارنی و دوستان، حضور یافت و آن‌جا با دوست صمیمی‌اش دمی لواتو آشنا شد.

 

۱۲. علوم ـ به ویژه علوم زمین، مطالعه‌ي لایه‌هاي زمین ـ مبحث موردعلاقه‌ي او در مدرسه بود.

رازهای خصوصی و جالب در مورد خواننده زیبا سلنا گومز که نمی دانستید!

 

۱۳. عاشق خوردن خمیر برشته‌ي پیتزا هست ـ این قسمت مورد علاقه‌ي او از پیتزا هست.

 

۱۴. سلنا گومز اعتراف کرد نه طرفدار جادو و نه طرفدار آلبوم فیلم‌هاي هری پاتر هست. او قبل از موفقیت بزرگش در “جادوگران محله ویورلی” این حرف را زده بود.

 

۱۵. هنرپیشه‌ي موردعلاقه‌اش ریچل مک‌آدامز هست.

 

۱۶. در اکتبر ۲۰۰۸، گومز شرکت ساخت خودش به نام July Moon Productions را تاسیس کرد و با XYZ Films شریک شد.

 

۱۷. همکاریش در ترانه‌ي گروه Forever the Sickest Kids به نام Woah Oh! در سال ۲۰۰۹ وی را به دنیای موسیقی معرفی کرد.

 

۱۸. در سال ۲۰۱۰ و از طریق آموزش در خانه دیپلم دبیرستان خود را گرفت.

 

۱۹ سلنا در ۲۰۱۳ تور خود را کنسل کرد زیرا با لوپوس دست به گریبان بود، یک مریضی خودایمنی که به بافت‌ها و اندام‌ها حمله می کند و فرد را خسته، افسرده و رنجور می‌سازد.

 

۲۰. سلنا گومز می گوید بعضی از الگوهای او در دنیای خوانندگی برونو مارس، بریتنی اسپیرز، ریحانا، و اسکریلکس میباشند.

رازهای خصوصی و جالب در مورد خواننده زیبا سلنا گومز که نمی دانستید!

 

۲۱. سلنا گومز برای ساخت موزیک ویدئوی Love You Like a Love Song تعدادی اسب را با اسپری به رنگ صورتی درآورد. این امر باعث شد از سوی بنیاد مردمی رعایت اصول اخلاقی در برابر جانوران و خواننده‌ي مشهور، پینک، به بدرفتاری با حیوانات متهم شود.

 

۲۲. قبل از ایفای اولین نقش اصلی‌اش بعنوان الکس روسو در “جادوگران محله ویورلی” شبکه‌ي دیزنی، در هانا مونتانا ظاهر شد و نقش میکایلا، رقیب هانا را بازی کرد.

 

۲۳. اگرچه لیمو تلخ هست، سلنا عاشق خوردن تمام آن هست و حتی به آن نمک هم می زند.

 

۲۴. او علاقه‌ي شدیدی به شیا لابوف دارد. مشاهده نمایید وقتی برای اولین بار وی را می بیند چقدر دستپاچه و بانمک میشود:

 

۲۵. او پنج سگ نجات دارد. اسم آن ها بیلور، چیپ، ویلی، فینا، و والاس هست.

 

۲۶. سلنا گومز طرفدار پروپاقرص شریل کول هست و آرزو دارد روزی با او یک کار دونفره ضبط کند.

رازهای خصوصی و جالب در مورد خواننده زیبا سلنا گومز که نمی دانستید!

 

۲۷. ژانر فیلم موردعلاقه‌ي او وحشتناک هست.

 

۲۸. سلنا وقتی ۱۲ سال داشت و با دیلن اسپراوز اولین بوسه‌ي خود را تجربه کرد.

 

۲۹. او با نوشیدن روغن زیتون از صدای خود مراقبت می کند!

 

۳۰. او دوست صمیمی خواننده‌ي محبوب پاپ، تیلور سویفت هست.

 

۳۱. او در قبل یک حلقه‌ي پاکدامنی می پوشید که روی آن نوشته بود عشق حقیقی منتظر می ماند اما از زمان شروع ارتباط‌اش با جاستین بیبر این حلقه دیگر در انگشتش دیده نشد.

 

۳۲. ورزش موردعلاقه‌ي او بسکتبال هست.

 

۳۳. صدای دختر استیو کارل درانیمیشن هورتون صدایی می شنود متعلق به او هست اما هیچ وقت از نزدیک با خود او ملاقات نداشت.

 

۳۴. او صدای تمام ۹۰ دختر شهردار را در این فیلم اجرا کرد.

 

۳۵. سلنا گومز از موسیقی هیپ‌هاپ و پانک لذت می برد.

رازهای خصوصی و جالب در مورد خواننده زیبا سلنا گومز که نمی دانستید!

 

۳۶. در ۲۰۰۹، گومز بعنوان جوان‌ترین سفیر یونیسف در تاریخ این سازمان گزینه شد.

 

۳۷. سایز کفش او ۷ هست.

 

۳۸. او یک خواهرناتنی به نام گریسی الیوت تیفی دارد که در ژوئن ۲۰۱۳ به جهان آمد.

 

۳۹. میوه‌ي موردعلاقه‌ي سلنا انبه هست.

 

۴۰. او اعتراف می کند معتاد خرید و عاشق خریدن لباس هست.

 

۴۱. سلنا یک موج‌سوار و اسکیت‌باز ماهر هست.

 

۴۲. خط ساخت لباس سلنا به نام “Dream Out Loud” در ۱۵ جولای ۲۰۱۰ راه‌اندازی شد.

 

۴۳. در ۲۰۱۱، گومز و ستاره‌ي نوجوان پاپ جاستین بیبر ارتباط‌شان را تایید کردند. رسانه‌ها به این زوج لقب جلنا دادند و بعنوان یک زوج قدرتمند نوجوان مورد دقت قرار گرفتند.

 

۴۴. در فوریه‌ي ۲۰۱۱، انها برای اولین بار در جشن Vanity Fair مراسم اسکار رسما با هم حضور یافتند.

رازهای خصوصی و جالب در مورد خواننده زیبا سلنا گومز که نمی دانستید!

 

۴۵. در سال ۲۰۱۱ جاستین بیبر برای نمایش فیلم تایتانیک تمام استیپل سنترز شهر لس آنجلس را رزرو کرد… فقط برای خودش و سلنا.

 

۴۶. این زوج فراز و فرودهایی داشتند. در ۲۰۱۳ ارتباط‌شان را با پایان دادند اما گزارش‌هاي رسانه‌اي اخیر از تی‌ام‌زی «۸ ژانویه‌ي ۲۰۱۴» میگوید این زوج در حال کمپ زدن با یکدیگر دیده شده‌اند یعنی ممکن هست هنوز هم ارتباط داشته باشند.

 

۴۷. دارایی خالص سلنا حدود ۱۰ میلیون دلار برآورد میشود.

 

۴۸. در سال ۲۰۱۳ به دلیل موزیک ویدئوی Come and Get در بخش برترین ویدئوی پاپ برنده‌ي جایزه‌ي MTV شد.

 

۴۹. او با خیریه‌اي به نام ‘امید برای کنگو’ همکاری کرده هست که به افزایش آگاهی درمورد‌ي خشونت علیه زنان کنگویی کمک می کند.

 

۵۰.سلنا بخشی از “مد بازگشت به مدرسه” کمپین تبلیغاتی “سیزر” بوده و به همین دلیل در تبلیغات تلویزیونی برجسته بود. وی همین طور سخنگویی برای “شیر بردن”بود و درتبلیغات تلویزیونی این کمپین شناخته شده هست. سلنا همین طور سخنگویی برای “بیمه کشاورزی دولت” بود و به همین منظور در تبلیغات تلویزیونی متعددی برای این گروه ظاهر شد.

 

[ad_2]

لینک منبع

گالری عکس و بیوگرافی لیلا بلوکات و عکس خواهران لیلا بلوکات

[ad_1]

عکس های جذاب لیلا بلوکات 

گفتگو با لیلا بلوکات و عکس خواهران لیلا بلوکات

لیلا بلوکات داراي تحصيلات کارشناسی فرش مي باشد. وي مجرد و دو خواهر و يك برادر دارد. او از سال 1378 با بازي در مجموعه «روزهاي زندگي» به كارگرداني سيروس مقدم رسما وارد حرفه ي بازيگري شد و پس از حضور موفق در سريال یوسف پیامبر و بازی در نقش همسر اخلاتون بيشتر ديده شد و دارای شهرت خاصی گردید. او فوق العاده به ورزش علاقه مند است و هم اكنون دبير افتخاري بخش فيتنس مجله ي زندگي ايراني هست.

لیلا بلوکات


لیلا بلوکاتلیلا بلوکاتلیلا بلوکاتلیلا بلوکاتلیلا بلوکاتعکس لیلا بلوکاتبیوگرافی لیلا بلوکات

 

گفتگو با لیلا بلوکات در نوروز

لیلا بلوكات دوره خوبی را در سینما و تلویزیون طی می‌كند. انتخاب‌ها و روند حضورش در سینما و تلویزیون نشان می‌دهد در این حضور آهسته و پیوسته، حرفه‌ای در مسیر موفقیت قرار گرفته است؛ هر چند او فاصله مطلوبش را با تلویزیون و سریال‌هایش حفظ كرده و هرازگاهی در مجموعه‌ای دیدنی ظاهر می‌شود. حالا باید منتظر ماند و دید در سال‌های پیش‌رو، او را در چه كارهایی می‌بینیم. بلوكات همراه خواهرانش و البته خواهرزاده‌اش، ‌مهمان سفره هفت‌سین ما بودند.

تفاوت عید‌های دیروز و امروز

رابطه‌ام با عید و نوروز بد نیست اما یك زمانی كه كوچك‌تر بودم عید حال و هوای دیگری برایم داشت و خیلی دوست‌داشتنی بود. آن‌موقع از یك ماه قبل از عید انگیزه‌ و هیجان زیادی در من ایجاد می‌شد؛ خرید لباس نو، عیدی، مسافرت و. . . ولی آدم وقتی بزرگ‌تر می‌شود گرفتاری‌ها‌یش هم بیشتر می‌شود و نوع نگاهش تغییر می‌كند. دغدغه‌های ذهنی و كاری باعث می‌شود كه در یك چشم‌به‌هم زدن روزها و ماه‌ها سپری شود و واقعا دیگر آن حال و هوای دوران كودكی را ندارد. هنوز هم دوست دارم كه عید برایم همان حال و هوای كودكی را داشته باشد ولی واقعا دیگر آن حس وجود ندارد و تنها جذابیت عید برایم همان سمبلیك بودنش است ضمن اینكه واقعا چند سالی است كه عید‌ها، بوی عید نمی‌دهند و مثل سال‌های قبل نیستند!

خواهران لیلا بلوکات

سر سفره هفت‌سین ایرانی

دوست دارم در لحظه تحویل سال كنار خانواده‌ام باشم و این اتفاق در تمام طول زندگی‌ام افتاده است و امیدوارم كه سایه آنها همیشه بالای سرم باشد. البته من سال گذشته در تلویزیون حضور داشتم و درواقع از آنجا نه‌تنها در كنار اعضای خانواده‌ام بودم بلكه سر سفره هفت‌سین تمام مردم ایران حضور داشتم و در كنارشان بودم كه برایم افتخاری بزرگ بود.

بسیار به سنت‌ها پایبندم

من آدمی هستم كه به سنت‌ها بسیار پایبندم و احترام می‌گذارم. نه‌تنها در ایام عید نوروز بلكه من به مناسبت‌هایی چون ایام محرم، ماه رمضان و. . . نیز بسیار معتقد و متعهد هستم و زنده نگه داشتن این سنت‌ها برایم خیلی مهم است. عید نوروز هم كه درواقع یكی از كهن‌ترین اعیاد ما ایرانی‌هاست كه سال‌ها در فرهنگ ما ریشه داشته و اجداد ما همگی آن را زنده نگه داشته‌اند تا امروز به دست ما رسیده است و به‌نظرم این وظیفه ماست كه آیین، رسوم و سنت‌های ایرانی را زنده نگه داریم و آنها را حفظ كنیم.

فرصتی برای دید و بازدید

دوست دارم در این ایام بیشتر اعضای خانواده، اقوام و دوستانم را ملاقات كنم. متاسفانه شرایط زندگی ما طوری شده است كه حتی اقوام درجه‌یك را هم سال ‌به ‌سال ملاقات می‌كنیم و دیگر صله‌رحم و دیدار با اقوام مانند گذشته نیست و به همین دلیل دوست دارم از این فرصت استفاده كنم و در ایام نوروز بیشتر به دیدن اقوام و اعضای خانواده بپردازم.

سال‌هاست عیدی نمی‌گیریم!

دیگر سال‌هاست كه كسی به ما عیدی نمی‌دهد (باخنده) ! تا چند سال پیش عیدی می‌گرفتیم و حالا دیگر چندسالی هست كه باید عیدی بدهیم ضمن اینكه زمانی‌كه ما عیدی می‌گرفتیم واقعا یك اسكناس هزار تومانی هم ما را خوشحال می‌كرد ولی در این دوره و زمانه دیگر یك تراول 50هزار تومانی هم بابت عیدی، آدم را خوشحال نمی‌كند.

عاشق خانواده‌ام هستم

من عاشق خانواده‌ام هستم و بسیار خانواده‌دوستم. رابطه‌ام با اعضای خانواده‌ام بسیار صمیمی و نزدیك است. یكی از خواهرهایم نوشا نام دارد كه ازدواج كرده است و رشته تحصیلی‌اش مهندس برق و الكترونیك بوده و رادمان خواهرزاده عزیزم، فرزند نوشاست. خواهر كوچك‌ترم میترا نام دارد كه مدیریت ایرانگردی و جهانگردی خوانده است و یك برادر هم دارم كه نقشه‌كشی صنعتی خوانده است. در خانواده‌مان من تنها كسی هستم كه كار هنری انجام می‌دهم هرچند خواهرم میترا زمانی‌كه 7-6 ساله بود در سریالی از آقای سیروس مقدم نقش دخترخانم افسانه بایگان را بازی كرد ولی در كل علاقه‌ای به ادامه این حرفه نداشت.

اتفاقات خوب و خوش در سال جدید

دوست دارم اتفاقات خوب زیادی در سال جدید برایم بیفتد؛ چه در زندگی شخصی و چه در كار حرفه‌ای‌ام. این دعایی است كه هر سال برای خودم دارم ولی متاسفانه هر سال دریغ از پارسال چون شرایط آن‌طوری كه باید و شاید ایجاد نمی‌شود ولی مطمئن هستم كه امسال اتفاقات خوبی برایم رخ خواهد داد.

دعایی برای سال جدید

من همیشه دعایم برای همه مردم، همه دوستداران و همه دوستانم این است كه حال روحی‌شان خوب باشد و همه را خوشحال ببینم. وقتی آدم‌ها حال‌شان خوب است و آرامش دارند و خندان هستند، مطمئنا می‌توانند زندگی بهتری داشته باشند. برای همه آرزوی خیر می‌كنم و امیدوارم همه به آرامش برسند، افسردگی و بیماری از همه دور باشد.

شركت دركارهای خیریه و معنوی

واقعا اگر از من بشنوید وضعیت سینما و تلویزیون در سالی كه گذشت اصلا خوب نبود! من در یك سال اخیر در هیچ كاری ظاهر نشدم و كارهای خوبی ساخته نشد. البته این دوری من از كار از طرفی برایم خیلی ارزشمند بود چون این فرصت را پیدا كردم تا در كارهای معنوی فعالیت بیشتری داشته باشم و بیش از پیش در خدمت مردم و كمك به آنها بودم. حس می‌كنم كه این لطف خداوند بود كه شامل حالم شد تا حداقل پیش خداوند روسفید بوده و از خودم راضی باشم.

در سال جدید هم امیدوارم كه خداوند باز هم این را قسمت من كند كه هم در كارهای حرفه‌ای خودم موقعیت‌های خوبی ایجاد شود و هم فرصتی دوباره پیدا كنم تا به امور خیریه بپردازم.

[ad_2]

لینک منبع

زندگی روشنک عجمیان و همسرش + عکس های خانوادگی

[ad_1]

روشنک عجمیان

عکس های خصوصی روشنک عجمیان و همسرش

عکس های خانوادگی دیده نشده روشنک عجکیان به همراه گفتگوی داغ با روشنک عجمیان

روشنك عجمیان و همسرش مهریار حمیدی كه دانش‌آموخته مهندسی صنایع است، بیش از یك دهه است كه زندگی مشتركشان را با عشق و آرامش حفظ كرده‌اند.

زندگی زوج‌هایی كه هر دو نفرشان شاغل هستند سختی‌های خاص خود را دارد. به خصوص آنكه یكی از آنها بازیگر هم باشد. بازیگری، ویترین زیبایی دارد اما عمده آنهایی كه به این حرفه علاقه دارند فقط همین ویترین را می‌بینند و از مشكلات آن غافل هستند. در واقع پشت صحنه زندگی بازیگرها آنقدرها هم لوكس و بی‌دردسر نیست. رسیدن به تعادل، میان كاری كه نظم درستی ندارد با زندگی شخصی در این مسیر بسیار دشوار است اما شدنی است.

این‌طور نیست كه نتوان به این تعادل و آرامش لازم رسید. نگاهی به زندگی زوج‌های موفق در این عرصه می‌تواند ثابت كند كه این قانون نانوشته كه می‌گوید زندگی هنرمندان دوام قابل توجهی ندارد، به راحتی قابل نقض شدن است. روشنك عجمیان سال‌هاست در مسیر حرفه‌ای خود، راه متاهل بودن را انتخاب كرده و اتفاقا تجربه مادر شدن را هم پشت سرگذاشته است. او و همسرش مهریار حمیدی كه دانش‌آموخته مهندسی صنایع است، بیش از یك دهه است كه زندگی مشتركشان را با عشق و آرامش حفظ كرده‌اند.

چندسالی هم هست كه آروشا این جمع صمیمی را تكمیل كرده. آنها نمونه خوب و مثال‌زدنی از یك زوج موفق هستند كه عصر یك روز تابستان ‌مهمان نشریه ما شدند. این خانواده سه‌نفره شاد و دوست‌داشتنی رازهای كانون گرمشان را با ما سهیم شده‌اند. ضمن اینكه باید بگوییم این اولین مصاحبه خانوادگی آنها در این سال‌هاست و رونمایی از همسر بازیگر محبوب و خوش‌اخلاق، روشنك عجمیان هم به حساب می‌آید.

 

اخبار,اخبار فرهنگی ,تصاویر روشنك عجمیان

حال خوش این روزهای ما
عجمیان: این روزها در انتظار كلید خوردن سریالی هستم كه قراردادش را بسته‌ام. بعد از عید كه چند كار را همزمان داشتم، مدتی اوضاع كار خیلی خوب نبود. یكی، دو نقش كوتاه داشتم كه در یكی از آنها همراه پژمان بازغی نقش خودم را بازمی‌کردم.

وقتی كار نیست به نوعی افكارم به هم می‌ریزد. البته از وقتی آروشا وارد زندگی ما شده خیلی اوضاع فرق می‌كند؛ یعنی خود را با فرزندم سرگرم می‌کنم. راستش نبود كار این حس را برایم دارد كه انگار استقلالم را از دست داده‌ام. وقتی سر كار هستم بسیار حال خوبی دارم و سعی می‌كنم به رغم همه خستگی‌های كاری، این حال خوب را وارد زندگی‌مان كنم.

حمیدی: زمانی كه قرار است همسرم كاری را شروع كند حس خوبی دارم و خوشحالم چون بدون این فعالیت و با زیاد خانه نشستن، حس و حالش به هم می‌ریزد. به هر حال امری طبیعی برای همه شاغلان است كه دوری از كار پس از مدتی برای‌شان آزاردهنده می‌شود.

آدم‌های منظم یك كار بی‌نظم
حمیدی: در هر حال كار سینما و تلویزیون و كلا بازیگری بی‌نظمی‌های خودش را دارد و سختی كارش حتی می‌تواند به خانه هم منتقل شود ولی روشنك همیشه طوری رفتار كرده و چنان انرژی از كار می‌گیرد كه برای همه ما بهتر می‌شود.

عجمیان: ما اجازه نمی‌دهیم كار بین‌مان فاصله بیندازد. حتی یادم هست قبل از تولد آروشا گاهی سر كار با هم قرار می‌گذاشتیم و همدیگر را می‌دیدیم. ضمن اینكه در این سال‌ها سعی كردم خودم را به آن شكل مشغول نگه ندارم؛ مثلا كارهای شهرستان را انتخابی می‌روم و البته فكر می‌كنم كمتر كار كردن من باعث شده زندگی‌مان تعادل خوبی داشته باشد.

طعم سفرهای مشترك با حضور بچه
عجمیان: شاید این نگاه كمی بی‌رحمانه باشد اما فكر می‌كردم نكند با بچه‌دار شدن، كار یا زندگی‌ام لطمه ببیند و محدود شود گرچه آدمی نیستم كه از نظر ذهنی خودم را محدود كنم. در واقع با بچه‌دار شدن سختی كارم خیلی بیشتر شده اما در عوض چیزی را دارم كه با دنیا عوضش نمی‌كنم. ضمن آنكه من همیشه سعی می‌كنم زندگی‌ام را بر هر مساله‌ای مقدم و ارجح نگه دارم.

حمیدی: ما هفت سال بعد از ازدواج بچه‌دار شدیم و این‌طور نبود كه مثلا یك مدتی را مشخص كنیم و بگوییم بعد از این تاریخ بچه‌دار می‌شویم. در تمام این سال‌ها داشتیم با هم همفكری می‌كردیم كه ببینیم آیا می‌توانیم یا نه. بخشی از آن هم برگشت به اینكه قبل از تولد آروشا، ما زوجی بودیم كه به مسائل تفریحی مانند سفر خیلی اهمیت می‌دادیم؛ برای مثال تقریبا هر سه ماه یك بار مسافرت آنچنانی می‌رفتیم و به نوعی همه درآمدمان پای مسافرت می‌رفت. فكر می‌كردیم نكند ورود بچه دست و پای ما را در این مساله ببندد؛ كما اینكه این اتفاق هم افتاد اما تولد آروشا نقطه عطف زندگی ما بود.

ماجرای اسم آروشا
حمیدی: اسم آروشا نتیجه همفكری هر دو نفرمان است. راستش وقتی روشنك هنوز باردار بود، من با بچه صحبت می‌كردم؛ به‌طوری كه هر بار او را با یك اسم صدا می‌كردیم. نخستین اسمی كه انتخاب كرده بودیم پریچهر بود. هر دوی ما آن را به‌شدت دوست داشتیم اما اطرافیان توی ذوق مان زدند و گفتند قدیمی است.

عجمیان: از آن اسم‌هایی بود كه من همیشه دلم می‌خواست روی بچه ام بگذارم و دوستش داشتیم. آن دوره كه اسمش را ثبت كردیم در ایران هفت، هشت نفر این اسم را گذاشته بودند اما خب دیگر به اسم تقریبا متداولی بدل شده است.

بیم و امیدهای پدرانه و مادرانه
حمیدی: پدر بودن اتفاق دشواری است و آن بار مسوولیت، دغدغه فكری و نگرانی‌ها برای درست تربیت كردن بچه بسیار سخت است. الان چیزهایی دغدغه من شده كه روزی حتی فكر نمی‌كردم اهمیتی برایم داشته باشند و در طی روز به راحتی از كنارشان می‌گذشتم.

عجمیان: این‌طور بگویم كه بعد از تجربه مادر شدن اصلا آدم دیگری شده‌ام. راستش من از آن بچه‌های ناخلف نبودم كه قدر والدینم را ندانم اما بعد از ازدواج اهمیت پدر و مادر برایم خیلی بیشتر شد. این مساله بعد از مادر شدن به شكل مضاعفی چند برابر می‌شود به خصوص آنكه آروشا بعد از تولد دچار عارضه‌ای بود كه ما را خیلی نگران كرد. در آن یك هفته كه بین خانه و بیمارستان در رفت و آمد بودیم، والدینم خیلی هوای ما را داشتند.

من برادری داشتم كه وقتی 29 ساله بود از دستش دادیم. یادم هست در آن ایام یك شب مادرم تماس گرفت كه برویم خانه‌شان. در راه بودیم كه تلفنی صحبت می‌كردیم و من آنجا به مادرم گفتم كه تازه می‌فهمم چه درد بزرگی است از دست دادن بچه؛ آن هم بچه‌ای كه برایش 29 سال زحمت كشیده‌ای. حس می‌كنم كسی كه بچه داشته باشد بیشتر قدر پدر و مادرش را می‌داند.

قطعا برای ما مهم‌ترین چیز این است كه آروشا سلامت باشد و حتی از جنبه سلامت روحی و روانی. تا جایی كه می‌دانم از آن دست مادرهایی هستم كه از فرزندم نمره 20 نمی‌خواهم اما سالم بودنش آرزویم است.

خوشبختانه كسی در زندگی كنارم قرار گرفته كه منطقی جلو می‌رود. برای همین كاملا به او اعتماد می‌كنم چون تصمیماتش لحظه‌ای نیست. گاهی به هر حال به خاطر احساسی بودن یا آن ذات مادرانه چیزهایی از دستم درمی‌رود اما مهریار بسیار فكر شده تصمیم‌گیری می‌كند.

عمق عشق‌های همسرانه
حمیدی: به هر حال عشق به همسر و شریك زندگی همیشه در حال پرورش یافتن است. شكل عوض می‌كند اما به نظرم از بین نمی‌رود یا روی یك خط صاف نمی‌ماند. شاید به خاطر هیجان بیشتری كه در سال‌های اولیه زندگی هست شكل این عشق متفاوت باشد اما به مرور كه این هیجان فروكش می‌كند، عمق احساسات شما بیشتر خواهد شد.

خوبی و بدی‌های شهرت
حمیدی: من و روشنك آشنایی 4 ساله‌ای از حدود سال 78 تا سال 82 داشتیم. سال 82 نیز ازدواج كردیم. آن زمان مصادف بود با پخش سریال «كوچه اقاقیا» كه به خاطر مطرح شدن آن مجموعه او خیلی مورد توجه واقع شده بود. آن زمان من جوان‌تر و كم‌تجربه‌تر بودم و به نوعی ناآشناتر به این حیطه. شاید واكنش‌هایی نشان می‌دادم كه چندان مناسب نبود اما بعد رفتم فكر كردم و خودم را به جای مخاطب‌هایی گذاشتم كه به چهره‌ای علاقه دارند. با خود فكر كردم وقتی در جایگاه یك طرفدار هستم و چهره محبوبم یا اطرافیانش واكنش بدی نشان دهند، دچار چه حس بدی خواهم شد. به همین خاطر سعی كردم مخاطب را درك كنم و واكنشی مناسب و در خور نشان دهم.

عجمیان: اصولا آدمی هستم كه بی‌احترامی اذیتم می‌كند و نمی‌توانم آن را نادیده بگیرم. به نوعی اجازه نمی‌دهد زندگی‌ام در آرامش پیش برود. به همین خاطر یك روز در یك اقدام سرسختانه تمام نرم‌افزارهای ارتباطی‌ام را بستم و تمام صفحات رسانه‌ای مانند اینستاگرام را خصوصی كردم. علتش هم این بود كه دیدم شماره بازیگرها را در وایبر و تلگرام پخش می‌كنند.

بعضی رفتارها قابل توجیه نیست. شما به هر حال یا یك نفر را دوست دارید و فالو می‌كنید یا او را دوست ندارید. اینكه كسی را فالو می‌كنید و بعد زیر پست‌هایش توهین و بی‌احترامی انجام می‌دهید، معنی ندارد. شما اگر كسی را دوست دارید و می‌بینید كار اشتباهی هم انجام داده، باید به شكل مناسب و محترمانه‌ای انتقاد ‌كنید.

زمانی برای فیلم دیدن
حمیدی: كارهای روشنك را به‌شدت دنبال می‌كنم و همه را با علاقه می‌بینم. هنوز هم از دیدن او در كارها ذوق می‌كنم اما سعی می‌كنم به عنوان یك مخاطب عام به دور از آن هیجانات كه خب این بازیگر همسرم است، كارها را ببینم. به نظرم چه بهتر اگر ایرادی در كار هست من آن را منتقل كنم. به نوعی روی كارهایش با هم یك نقد و بررسی داریم. البته من به عنوان یك مخاطب عام نه یك متخصص به او نظراتم را می‌گویم. علاقه‌مندی من به سینما ارتباطی به شغل همسرم ندارد. فیلم دیدن را دوست دارم و حتی برنامه‌های تلویزیون را هم دنبال می‌كنم.

حركت در دل جامعه
عجمیان: كلا آدمی اجتماعی هستم و اتفاقا در بین مردم بودن را دوست دارم. چند وقت پیش بعد از سال‌ها سوار اتوبوس شدم. فكر كنم از دوران دانشجویی به بعد اتوبوس سوار نشده بودم. عینك هم زده بودم. بعضی از مردم نگاه می‌كردند اما معلوم بود شك دارند چون شاید باور نمی‌كردند یك بازیگر بیاید و اتوبوس سوار شود. حتی بارها در موقعیت‌های مختلف شنیدم كه می‌گویند این خانم فقط شبیه آن بازیگر است!

یكی از خانم‌ها با مادر پیرش در اتوبوس حضور داشت كه مادرشان كمی مشكل ذهنی داشتند و چیزهایی می‌گفتند كه بقیه مسافرها می‌خندیدند. خیلی خانم خوبی بودند. آن خانم كه دخترشان بود به من گفت: می‌بینید چه كار می‌كند؟ آبروریزی می‌كند. من به او گفتم كه اشكالی ندارد كه، كار بدی انجام نمی‌دهد. ناگهان آن خانم گفت: وای صدای شما چقدر آشناست، تو رو خدا عینك‌تان را‌ بردارید. خیلی خوشحال شده بود كه مرا شناخته است. من معتقدم كه باید بین مردم بود.

 

اخبار,اخبار فرهنگی ,تصاویر روشنك عجمیان

همراهی با توافق هسته‌ای
عجمیان: ما هم دغدغه‌های عموم مردم را داریم؛ مثلا بحث توافق هسته‌ای در خانه ما بسیار داغ بود.

حمیدی: روز توافق دقیقا روز پرمشغله‌ای داشتم كه نمی‌توانستم به هیچ طریقی تلویزیون ببینم. من به‌شدت پیگیر اخبار داخلی هستم. آن روز داشتم عذاب می‌كشیدم. روشنك از كنفرانس آقای ظریف تكه‌تكه فیلم می‌گرفت و برای من در تلگرام می‌‌فرستاد تا من در جریان قرار بگیرم.

به هر حال ما از نسلی هستیم كه با یكسری افكار و دغدغه‌ها بزرگ شده‌ایم. زمان جنگ من حدودا 9 ساله بودم. یادم هست اخبار جنگ را از طریق رادیو دنبال می‌كردم اما الان چنین كاری غیرطبیعی است. به هر حال مسائلی هست كه با زندگی همه ما گره خورده است.

عجمیان: یكسری دغدغه‌های جامعه مثل همین ماجرای توافق، مشكلات اقتصادی، مسائل فرهنگی و. . . برای همه وجود دارد؛ مگر می‌شود یك نفر چون بازیگر است نسبت به آن بی‌تفاوت باشد.

لذت یك كار پردردسر
عجمیان: من عاشقانه كارم را دوست دارم و در سخت‌ترین شرایط از آن لذت می‌برم اما به نظرم وضعیت بازیگری یا بهتر بگویم سینما و تلویزیون خیلی راضی‌كننده نیست. چون به نظرم خیلی وضعیت بی‌در و پیكری در مورد ورود آدم‌های مختلف در زمینه‌های مختلف در آن به وجود آمده است. هجوم این قضیه نامناسب بسیار هم زیاد شده است. بعضی تهیه‌كننده‌ها به هر قیمتی كار می‌سازند تا جایی كه حتی سرمایه‌گذار وقتی پول وسط می‌گذارد می‌تواند در كار بازی هم بكند.

رواج نگاه آلوده!
عجمیان: یكسری هنرمند پیشكسوت در خانه نشسته‌اند و كاری ندارند آن وقت می‌روند از خیابان بازیگر پیدا می‌كنند. این متاثركننده است. اینكه می‌گویم فقط دغدغه شخص خودم نیست چون معتقدم روزی را خدا می‌رساند؛ ضمن آنكه در این مسیر تحصیل كرده‌ و تجربه پیدا كرده‌ام. فوقش به جای هر ماه كار مثلا هر دو ماه یك بار كار انجام می‌دهم. من از ابتدا آدم پركاری نبودم و نمی‌خواهم پركار باشم.

عشق تكرار نشدنی بازیگری
عجمیان: راستش عشقی كه به بازیگری دارم به رشته‌های دیگر هنری ندارم؛ مثلا تحصیلاتم كارگردانی است اما فیلمسازی دغدغه من نیست. هنرهای دیگر هم همین‌طور؛ آن آرامشی كه از بازیگری برایم ایجاد می‌شود- از مقطع خواندن فیلمنامه تا پیدا كردن نقش و. . .- در رشته دیگری پیدایش نمی‌كنم. برای شغل دوم گاهی با مهریار صحبتی كرده‌ام اما اینكه تنهایی بخواهم كاری را شروع كنم هرگز نبوده و اهلش نیستم. شاید چون جزو بازیگرانی هستم كه به‌شدت عاشقانه این حرفه را دوست دارم و حتی عموما آدمی هستم كه به ندرت سر كار به خاطر مشكلاتش غر می‌زنم.

حمیدی: درست است كه كار همسرم همراه با بی‌نظمی‌هایی است كه البته واقعا او در آن مقصر نیست اما این مسائل باعث تنش در خانه ما نشده است. شاید حتی نتوانم بگویم آن را مدیریت كرده‌ایم و بهتر است بگویم با آن كنار آمده‌ایم؛ یعنی دستورالعملی نمی‌توانم برایش بنویسم؛ یك انعطاف‌پذیری دو نفره است.

ناراحتی من در جای دیگر و به شكل دیگری است؛ مثلا وقتی می‌بینم همسرم زحمت زیادی برای كارش كشیده اما در انتها به میزان یا به شكل مناسبی حقش ادا نمی‌شود و این ناراحتش می‌كند، من هم نگران و ناراحت می‌شوم چون دلم نمی‌خواهد ناراحتی همسرم را ببینم.

ممارست‌های یك دلباخته
حمیدی: آنچه بیشتر مرا جذب خانم عجمیان كرد، صداقت و پاكی بود كه در وجود او دیدم. شاید جالب باشد كه بگویم آشنایی ما با هم خودش می‌تواند داستان یك كتاب شود و من برای شروع این آشنایی ممارست‌ها به خرج دادم.

عجمیان: 30 اجرای یك نمایش مرا هر شب آمد و دید.

حمیدی: حتی دیگر دیالوگ‌های آن نمایش را از خود بازیگرانش بهتر ادا می‌كردم. در آن دوره چیزی كه مرا جذب روشنك كرد، صداقتی بود كه کمتر دیده بودم. این ماجرا او را برای من خاص كرد.

تفاهم یعنی درك متقابل
عجمیان: درددل‌های من با مهریار، مادرم و پدرم است. دوستان زیادی دارم اما رفیق‌باز نیستم. دوستی هم كه بخواهم به این شكل با او درددل كنم ندارم. به نظرم تاثیر گرفتن خیلی مهم است. می‌گویم بهتر است با كسی صحبت كنی كه از او تاثیر بگیری؛ چه فایده دارد وقتی با كسی حرف می‌زنی و تاثیری در تو ایجاد نمی‌كند. البته آدمی نیستم كه نسبت به دیگران گارد داشته باشم و بدبینانه نگاه نمی‌كنم. مهریار كمی در این زمینه به من هشدار می‌دهد چون به خاطر اطمینان‌ به دیگران زیاد ضربه خورده‌ام.

حمیدی: من هم بدبین نیستم اما واقع‌گرا هستم. به آدم‌ها و اطراف نگاه بدی ندارم اما خیلی خوش‌بین و پذیرا هم نیستم. سعی می‌كنم آهسته آهسته جلو بروم و بعد قضاوت كنم. اما پیشاپیش قضاوت نمی‌كنم.

عجمیان: من سعی كرده‌ام به این روش مهریار نزدیك شوم. راستش ما تكمیل‌كننده شخصیت هم هستیم. به نظرم تفاهم هم در همین است كه شما با هم صحبت كنید، كاستی‌های هم را ببینید، گوشزد كنید و بعد بپذیرید؛ نه اینكه مثل هم باشید. باید حرف هم را بفهمید.

ژست خوب گذشت
حمیدی: سال گذشته مشكل خاصی برای‌مان پیش آمد. می‌خواستیم تصمیم بسیار بزرگی بگیریم. چیزی كه سال‌ها منتظرش بودم تا به دست بیاورم و خانم عجمیان كاملا مخالف آن بود و كاملا هم احساسی با این قضیه برخورد می‌كرد. از نظر منطقی حرف من درست بود اما می‌دیدم حق ندارم احساس او را نادیده بگیرم و حس او به منطق من ارجحیت داشت. در واقع می‌خواستیم به كانادا مهاجرت كنیم و روشنك اصلا نمی‌توانست آن را بپذیرد.

عجمیان: من همیشه با موضوع مهاجرت مخالف بودم. خودم را آدم مهاجرت نمی‌دیدم و نمی‌بینم. اما به مهریار گفتم با توجه به منطقی كه تو داری برویم چند ماه بمانیم كه ببینیم می‌توانیم یا نه؟ فاكتورهای احساسی‌ای كه داشتم برایم خیلی مهم بود. رفتیم و دیدیم واقعا اصلا كار من نیست. برگشتیم و من دیدم كه مهریار به خواست و احساس من احترام گذاشت. این ماجرا به نوعی بزرگ‌ترین گره زندگی ما بود كه می‌توانست حتی خیلی خطرناك باشد.

حمیدی: قبلا گفتم كه من چند فاكتور را برای زندگی مشترك مهم می‌دانم. نخستین آن صداقت است و فاكتورهای بعدی محبت و گذشت هستند. این سه شرط پایه زندگی هستند. این روزها وقتی به جدایی‌ها نگاه می‌كنید می‌بینید علت جدایی‌شان به یكی از این سه عامل برمی‌گردد. البته عامل چهارمی كه به نظر من می‌تواند در كنار این سه اثرگذار باشد، ایمان است. اینكه شما بدانید كسی هست كه شما را می‌بیند و لازم است با همدلی او اقدام كنید. این مانع از آن می‌شود كه خیلی از قدم‌های اشتباه را ‌بردارید. به همین علت گذشت فاكتور مهمی است اما گذشتی كه بدون انتظار باشد.

چون اگر گذشت كنید به امید اینكه روزی و جایی مقابله به مثل شود دیگر گروكشی است نه گذشت. فرانسوی‌ها می‌گویند هر كاری انجام می‌دهی مهم این است ژست كارت قشنگ باشد. وقتی كه گذشت كردید دیگر زشت است بخواهید آن را خراب كنید.

عجمیان: من هم دیدم می‌شود به شكل دیگری تصمیم گرفت تا هر دو راضی باشیم. به همین علت قرار است كه مدتی آنجا باشیم و مدتی هم ایران. این یعنی احترام به عقیده هر دو نفر که شاید كلیشه‌ای باشد اما به نظرم حفظ كانون خانواده و وجود عشق از هر چیزی مهم‌تر است. اگر من یا مهریار تصمیم گرفتیم كه با هم توافق داشته باشیم به این علت است كه دوست داریم زندگی و كانون خانواده‌مان را حفظ كنیم وگرنه می‌شد با یك لجبازی ساده این زندگی را به پایان رساند. هنر ما در این است كه زندگی‌مان را حفظ كنیم. ما تلاش‌مان را می‌كنیم و خدا هم كمك‌مان می‌كند.

 

اخبار,اخبار فرهنگی ,تصاویر روشنك عجمیان

فاكتورهای زندگی موفق
حمیدی: صداقت عنصر بسیار مهمی در یك رابطه است. من همیشه چند فاكتور را برای بنیان یك خانواده موفق نام می‌برم  اما صداقت اهمیت ویژه‌تری دارد چون به نظرم شما زمانی می‌توانید یك عمر در كنار كسی زندگی كنید كه به راستی او ایمان داشته باشید. این یك حس غریزی است. وقتی كسی نسبت به شما با نادرستی و ناخالصی رفتار می‌كند، شما هم مرزی بین او و خودت قائل می‌شوی. این منجر به عدم اعتماد می‌شود. كما اینكه صداقت طرف مقابل روی شما تاثیر خوب می‌گذارد و شما هم دروغ نمی‌گویید.

عجمیان: مهریار اصلا دروغگو نیست و من گاهی در این زمینه با او به مشكل می‌خورم چون به نظرم گاهی و جاهایی لازم است شما اصلا حقیقت را نگویید اما مهریار معتقد است نگفتن حقیقت خودش یك جور دروغ گفتن است. من به این عقیده او احترام می‌گذارم و برایم بسیار باارزش است.

حمیدی: به نظر من اعتبار هر آدمی به حرف‌هایی است كه می‌زند. پدرم خدا بیامرز بزرگ فامیل بود و تمام آشنایان و فامیل روی حرف پدرم خیلی حساب می‌كردند. در بچگی این را متوجه نمی‌شدم اما بعدها وقتی وارد اجتماع شدم دیدم كه صداقت شما مایه اعتبار شما می‌شود. اینكه آدم‌ها شما را باور داشته باشند حس بسیار بزرگی است.

عجمیان: فكر می‌كنم استفاده از ترفندهای خوب بودن یا مورد قبول بودن، برای اوایل آشنایی و ازدواج است و دیگر بعد از 10 سال جواب نمی‌دهد. اعتراف می‌كنم اوایل گاهی برای آنكه بخواهم مهریار را جذب و حفظ كنم، كارهایی را انجام می‌دادم یا ویژگی‌هایی را در رفتارم مراعات می‌كردم اما مهریار صداقت ویژگی ذاتی‌اش بود و هست. من از دروغ بدم می‌آید و می‌ترسم كه لو برود و بد شود اما سیاست‌هایی دارم و گاهی مصلحتی تن به دروغ داده‌ام اما مهریار حتی دروغ مصلحتی هم نمی‌گوید.

 

[ad_2]

لینک منبع

زندگینامه کامل ساره بیات و عکس های جذاب ساره بیات و همسرش

[ad_1]

ساره بیات

بیوگرافی کامل ساره بیات بازیگر زن زیبا

عکس های ساره بیات بازیگر زن ایرانی و تصاویر خانوادگی وی و همسرش

ساره بیات (زادهٔ ۱۳۵۸) بازیگر سینما و تلویزیون اهل ایران است. او فارغ‌التحصیل رشتهٔ بازیگری از موسسه کارنامه است. نخستین کار ساره حضور در مجموعهٔ تلویزیونی یک مشت پر عقاب بود و بعد از اتمام آن با فیلم سینمایی مقلد شیطان وارد سینما شد. بیات در سال ۱۳۸۹ برای بازی در فیلمجدایی نادر از سیمین انتخاب شد و بازی درخشانی را ارائه داد و در ادامه نیز، خود جایزهٔ بهترین بازیگر نقش مکمل زن انجمن منتقدان فیلم لندن و به همراه لیلا حاتمی، سارینا فرهادی و کیمیایی حسینی خرس نقره‌ای بهترین بازیگر زن جشنواره فیلم برلین را دریافت کرد. خواهر وی سروین بیات بارضا قوچان‌نژاد بازیکن تیم ملی فوتبال ایران ازدواج کرده است.


سینمایی

ردیفسالعنوانکارگردان
۱۳۱۳۹۵زرد[۲]مصطفی تقی زاده
۱۲۱۳۹۵بیست و یک روز بعدسید محمدرضا خردمندان
۱۱۱۳۹۵لابیمحمد پرویزی
۱۰۱۳۹۴آااادت نمی‌کنیمابراهیم ابراهیمیان
۹۱۳۹۳محمد رسول‌اللهمجید مجیدی
۸۱۳۹۳ناهیدآیدا پناهنده
۷۱۳۹۳خداحافظی طولانیفرزاد مؤتمن
۶۱۳۹۲خواب‌زده‌هافریدون جیرانی
۵۱۳۹۲ساکن طبقهٔ وسطشهاب حسینی
۴۱۳۹۲فصل فراموشی فریباعباس رافعی
۳۱۳۹۲لامپ ۱۰۰سعید آقاخانی
۲۱۳۸۹جدایی نادر از سیمیناصغر فرهادی
۱۱۳۸۵مقلد شیطانافشین صادقی

تلویزیونی

جوایز و نامزدها

سالجایزهردهاثرنتیجه
۱۳۸۹بیست و نهمین جشنواره فیلم فجربهترین بازیگر نقش مکمل زنجدایی نادر از سیمینبرنده
۱۳۹۰جشنواره فیلم برلینخرس نقره‌ای بهترین بازیگر زن به همراه لیلا حاتمی، سارینا فرهادی، کیمیا حسینیبرنده
۱۳۹۱انجمن منتقدان فیلم لندنبهترین بازیگر نقش مکمل زنبرنده
جشنواره بین‌المللی فیلم پام اسپرینگزبهترین بازیگر زنبرنده
۱۳۹۴جشنواره بین‌المللی فیلم نارابهترین بازیگر زنناهیدنامزدشده
جشنواره بین‌المللی فیلم راویفصل فراموشی فریبابرنده
جشنواره بین‌المللی فیلم تیبورونبرنده
سی و چهارمین جشنواره فیلم فجرآااادت نمی‌کنیمنامزدشده
۱۳۹۵جشنواره بین‌المللی کوئینزفصل فراموشی فریبابرنده

ساره بیات ساره بیات ساره بیات ساره بیات

ساره بیات ساره بیات ساره بیات ساره بیات

عکس های ساره بیات و بیوگرافی ساره بیات

نوشته زندگینامه کامل ساره بیات و عکس های جذاب ساره بیات و همسرش اولین بار در تاپ ناز پدیدار شد.

[ad_2]

لینک منبع

عکس از چهره جنجالی تیفانی دختر رئیس جمهور آمریکا بدون آرایش

[ad_1]

عکس از چهره جنجالی تیفانی دختر رئیس جمهور آمریکا بدون آرایش

تیفانی ترامپ مانند خواهرش ایوانکا ترامپ زیاد در صحنه های سیاسی حاضر نمی شود و علاقه ای به سیاست ندارد. تیفانی 23 سال سن دارد و به تازگی از دانشگاه فارغ التحصیل شده است. به تازگی عکس هایی از چهره بدون آرایش تیفانی منتشر شده است.

عکس منتشر شده از چهره بدون آرایش تیفانی جنجالی شد

در ادامه تصویر هایي از چهره تیفانی ترامپ گذشته و بعد از آرایش را دیدن خواهید کرد.

عکس از چهره جنجالی تیفانی دختر رئیس جمهور آمریکا بدون آرایش

عکس از چهره جنجالی تیفانی دختر رئیس جمهور آمریکا بدون آرایش

دختر دوم ترامپ تیفانی آریانا ترامپ زاده 13 کتبر 1993 و تنها دختر رئیس جمهور آمریکا و مارلا میپلز است. او در وست پام بیچ فلوریدا به دنیا آمده است. او سه برادر ویک خواهر ناتنی دارد و برخلاف آن ها نزد پدرش دونالد ترامپ بزرگ نشد و مارلا مادرش وی را بزرگ کرده !

عکس از چهره جنجالی تیفانی دختر رئیس جمهور آمریکا بدون آرایش

ارتباط مادر و پدر تیفانی ترامپ :مارلا میپلز مادر تیفانی , بازیگر و همسر دوم ترامپ هست . مارلا زمانی در کنار اسم دونالد ترامپ مطرح شد که این مولتی میلیاردر هنوز با همسراولیه خود ایوانا زندگی میکرد. بنابراین از مارلا که در آن هنگام ۲۵ سال داشت، بعنوان زنی یاد می شد که سبب به هم خوردن زندگی ایوانا و دونالد ترامپ هست. داستان این رسوایی مدت ها نقل نشریات زرد نیویورک شد. بگونه اي که مارلا برای فرار از سر کشیدن هاي دائم این همه ي غریبه در زندگی خود، بعنوان یکی از افراد سپاه صلح به گواتمالا رفت. اما روند موجود همچنان ادامه داشت.

مارلا میپلز و دونالد ترامپ جسته و گریخته با هم زندگی می‌کردند. تا این که دو ماه پس ازتولد تیفانی در ۱۹۹۳، با یکدیگر پیمان زناشویی بستند و به گفته مارلا زندگی زناشوییشش ساله شان همواره برای خودش با چالش همراه بود.

عکس از چهره جنجالی تیفانی دختر رئیس جمهور آمریکا بدون آرایش

تحصیلات و کار :تیفانی با این که نزد مادرش بزرگ شد ولی از ثروت پدر عمده دور نبوده و در یکی از گران قیمت ترین مدارس ناحیه لس آنجلس تحصیل کرده هست و در دانشگاه پنسیلوانیا درس خوانده او همه ي وقت آرزو داشت تا در عرصه مدل، فشن و یا موسیقی مشغول به کار شود تا این که ایوانکا،

خواهر بزرگترش« دختر ایوانا همسر اول ترامپ » به او کمک کرد تا بتواند وارد یک دوره کارآموزی در آلبوم ووگ «Vogue» شود و این آغازی بود تا وارد دنیای مدلینگ شود .

عکس از چهره جنجالی تیفانی دختر رئیس جمهور آمریکا بدون آرایش

عکس از چهره جنجالی تیفانی دختر رئیس جمهور آمریکا بدون آرایش

عکس از چهره جنجالی تیفانی دختر رئیس جمهور آمریکا بدون آرایش

عکس های جنجالی از دختر رئیس جمهور

[ad_2]

لینک منبع

جزئیاتی از زندگی خصوصی حامد همایون خواننده جوان + عکس همسر و خانواده اش

[ad_1]

جزئیاتی از زندگی خصوصی حامد همایون خواننده جوان + عکس همسر و خانواده اش

حامد همایون با آهنگ های زیبایش این روزها بسیار معروف شده است و از محبوب ترین آهنگ هایش می توان به چتر خیس اشاره کرد. در این مطلب جزئیاتی را در مورد زندگی خصوصی این خواننده جوان را در مصاحبه ای که با وی شده است را می خوانید.

اطلاعاتی در مورد زندگی حامد همایون, مصاحبه با حامد همایون خواننده جوان کشورمان

حامد همایون شیرازی است. سال ها در آنجا درس خوانده و درس داده. در همین مطلب می بینید که چقدر برای رسیدن به آنچه اکنون هست زحمت کشیده. او عاشق موسیقی ست و صحبت کردن با او هم جذاب است. پسری مهربان و باشخصیت و تحصیل کرده از خانواده ای که داشتن فوق لیسانس حداقل سواد لازم برای باسواد بودن است!

وقتی گفت 15 سال مدرس آواز بود خیالم راحت شد. خیلی خوب است کسی به موفقیت برسد که حق اش باشد. حامد سال ها به موسیقی عشق ورزید و تلاش و مطالعه و تجربه کرد و در کنارش، در خانواده ای  تحصیلکرده، تحصیل اش را هم فراموش نکرد و تا مقطع فوق لیسانس درس خواند. او این استایلش در خواندن را رایگان و اتفاقی به دست نیاورده است. تلاش کرد و تلاش کرد و وقتی با واسطه سامان امامی آهنگساز و نوازنده به محسن رجب پور معرفی شد، آنقدر توانایی و دانش داشت که این تهیه کننده باسابقه و باتجربه بگوید با او زبان مشترک داشته است.

حامد با این توانایی و پیشینه، خودش را دربست در اختیار تجربه های ستاره ساز محسن رجب پور و تیم اتاق فکر ترانه شرقی قرار داد تا به یکباره پر بگیرد و بشود حامد همایون.

حامد همایون

شما از شهر ادب و هنر، شیراز برخاستی. چه چیزی از اول شما را به سمت هنر کشاند؛ شعر، موسیقی یا…؟

من از موقعی که یادم هست می خواندم و از همان کودکی عاشق موسیقی بودم. اینکه چرا این اتفاق افتاد را دقیق نمی دانم ولی فکر می کنم بخش مهم آن ارثی است چون هم پدرم صدا دارند و می خواندند و هم برادران و خواهرم صدای خوبی دارند.

یعنی از ابتدا علاقه مند بودی؟

آنها استعدادش را دارند اما من واقعا علاقه مند و پیگیر بودم و همان طوری که گفتم از سن خیلی کم ترانه را می نوشتم و از حفظ می خواندم.

یادت هست اولین آهنگی که حفظ کردی و در یک جمع خواندی چه بود؟

بله. یادم هست. وقتی که آمادگی و پیش دبستانی می رفتم این ترانه آقای شماعی زاده را حفظ کرده بودم و می خواندم: «آره هر بار خواستم، بگم که دوستت دارم…». همیشه هم در مدرسه تک خوان گروه سرود بودم. سر صف، توی کلاس، آخر کلاس های ادبیات و همه جا که از من می خواستند می خواندم.

حامد همایون

صدایت هم خوب بود؟

یادم نیست که صدایم آن موقع چه جور صدایی بود اما همه جا می خواندم و یادم هست که همه جا مورد اقبال بود. بعدا پسرخالم ام هم با من پیانو می زد و می خواندم. از دوره دبیرستان هم گیتار می زدم و می خواندم.

پیش چه کسی گیتار را یاد گرفته بودی؟

آنجا استادی در شیراز داریم که استاد بزرگی هستند به نام آقای مرشد. من پیش ایشان رفتم که گیتار یاد بگیرم اما ایشان از من تست گرفتند و گفتند برو بخوان. البته چون ساز خریده بودم همین طوری پیش خودم تمرین می کردم. سال دوم دبیرستان که بودم سلفژ را پیش آقای کورش میری یاد گرفتم ایشان الان دکترای موسیقی گرفتند و در تهران رهبر ارکستر هستند. آن موقع ایشان در یک آموزشگاه در شیراز سلفژ درس می داد و من پوتزولی یک و دو را پیش ایشان پاس کردم.
چون سلفژ خوبی داشتم ساز را هم پیش خودم در حدی که به خواندنم کمک کند یاد گرفتم. اول گیتار زدم و بعد از یک مدتی پیانو زدم و در کارشان آواز را هم کار می کردم.

از همان اول هم گرایشت به سمت کلاسیک و پاپ- کلاسیک بود؟

گرایش و علاقه من به موسیقی به خاطر موسیقی پاپ شروع شد اما در یک برهه ای به خاطر جو موسیقی که به خاطر تمایل به موسیقی جز و کلاسیک وجود داشت، من هم روی همان موج حرکت کردم و موسیقی کلاسیک یاد گرفتم. یک مدت آواز کلاسیک تمرین کردم و روی نت آواز ایرانی می خواندم و بعد از یک مدت که دوره هارمونی و سلفژ و کنترپوان را گذراندم، به پیشنهاد چند نفر از دوستانم شروع کردم به تدریس در آموزشگاه ها. شش سال هم به صورت جدی در آموزشگاه های معتبر درس دادم و مدرک مربیگری آواز را هم دارم.

حامد همایون

آن موقع که در آموزشگاه ها سلفژ و آواز درس می دادی خواننده مورد علاقه ات چه کسی بود؟

من بسیاری از کارهای خوانندگان موسیقی ایران را دوست دارم اما هیچ وقت هیچ خواننده ایرانی خواننده مورد علاقه ام نبوده. اسطوره آواز من سلین دیون بود و همیشه کارهای ایشان را دنبال می کردم. همچنین کریس دی برگ را به واسطه آواز نرم و راحتی که همیشه می خواند خیلی دوست داشتم و سعی می کردم متن ترانه هایش را بنویسم و ترجمه کنم و یاد بگیرم.

خودت هم می خواندی؟

بله. انگلیسی هم زیاد تمرین می کنم و می خوانم.

در چه رشته ای تحصیل کردی؟

من فوق لیسانس آبیاری و زهکشی از دانشگاه شیراز دارم.

با توجه به اینکه گفتی از کودکی موسیقی را دنبال کردی، چه شد که نرفتی موسیقی بخوانی؟

این همان کشمکشی است که همه در خانواده دارند. من در مدرسه همیشه جزو شاگردهای خوب و تقریبا همیشه شاگرد اول بودم. حتی در دبیرستان هم در دبیرستانی درس خواندم که بهترین دبیرستان بود. یعنی این دبیرستان ورودی داشت و شاید بیشتر از 15 نفر نمی گرفت و من ورودی را قبول شدم و رفتم. درسم همیشه خوب بود و خانوادگی از لحاظ تحصیل خوب هستیم. برادر بزرگم آمریکا است و برادر بعد از ایشان هم یکی از نابغه های ریاضی است و همین الان در موسسه های معتبر درس می دهد. من هم درسم خوب بود اما یک چیزی همیشه مرا به سمت موسیقی می کشاند. یک چیز عجیب و غریب. هر جایی هم که می خواستم به سمت دیگری بروم باز بر می گشتم به سمت موسیقی.

حامد همایون

پس در کنار درس، موسیقی را هم جدی پیگیری می کردی؟

اساتیدم می گفتند اصلا ولش کن. تو همان دنبال موسیقی باش (خنده). زیاد سر کلاس نمی رفتم، البته درسم را هم می خواندم.

جالب است که با این وضعیت فوق لیسانس هم خواندی!

خانواده ما اینجوری است. همه در این حد را درس می خوانند.

یعنی کمتر از فوق لیسانس را تایید نمی کنند؟

(خنده) علاقه اصلی من موسیقی بود و الان، با توجه به اینکه همیشه تمرکزم موسیقی بود، مهندس خوبی نیستم و اصولا آدم فنی هم نیستم. اعتراف می کنم.

بعد از فوق لیسانس هم که رفتی سربازی. چه زمانی به صورت حرفه ای اولین آهنگ را ساختی؟

علاقه ام به موسیقی وقتی خیلی جدی تر شد که شروع کردم به تدریس. وقتی هم که شما می خواهید درس بدهید باید دایره اطلاعات تان را خیلی وسیع کنید. من همیشه کتاب می خواندم اما وقتی قرار شد درس بدهم به شدت هرچه بیشتر کتاب می خواندم. اوریجینال کتاب تکنیک جهانی آواز نوشته لارابرانیک آندرسن را تهیه کردم چون می دیدم ترجمه اش آن طوری که باید مرا راضی نمی کند. بعد اتودش را پیدا کردم. تقریبا هم اتودهای آواز دانشگاه برکلی را از طریق ebook گرفتم. یک آموزشگاه در شیراز بود که به ما کمک می کرد این کار را انجام بدهیم.

تک تک تمرینات این ها را انجام دادم. کتاب صدای خود را آزاد کنید نوشته راجر لاو را که یکی از بزرگ ترین اساتید و خواننده های بزرگ دنیاست را خواندم. کتاب تجربیات ایشان را خواندم. وقتی می خواستم تدریس را شروع کنم کتاب تاریخ موسیقی را شاید 15 بار خواندم. اول خیلی نمی فهمیدم و برای کسی که می خواهدشروع کند سخت است اما وقتی ساز اضافه شد و هارمونی را یاد گرفتم کم کم توانستم یاد بگیرم. یعنی فوکوسم در موسیقی این طور بود که بخش علمی را با مطالعه جلو می بردم.

حامد همایون

بالاتر اشاره کردی که آقای رجب پور اجازه داد لحن و صدای شخصی خودت را داشته باشی. آیا قبل از آن لحن و صدای شخصی ات را نداشتی؟

کسانی که موسیقی را آکادمیک یاد می گیرند و تدریس هم می کنند، مدام در چارچوب مشخص شده ای حرکت می کند ما یاد می گیریم که باید با این المان ها بخوانیم و کلاسیک حرکت کنیم و حتما باید فلان و بهمان باشد در حالی که الان نگاه می کنم فکر می کنم حتما و لزوما هم لازم نیست این باشد. وقتی ما جرات این را پیدا کردیم لحن خودمان را داشته باشیم، لحنی که در اتاق فکرمان انتخابش کردیم، این جرات به من داده شد که با این لحن بخوانم.

وقتی می بینی کسی که در موسیقی موفق است به شما می گوید که می توانی اینگونه بخوانی، انجامش بده، پشتت گرم می شود و این کار را می کنی. جوابی که از مردم گرفتیم هم صحت این مساله را نشان داد که لزومی ندارد همیشه در چارچوب و قواعد حرکت کنیم. بسیاری از لحن ها و خواندن ها از قبل بوده و نیازی به تکرار ندارد. آن تحریرها، لحن ها، ویبراسیون ها، شکست ها، تحریرهای مضاعف، تحریرهای همسایه و… از قبل بوده و همه به بهترین شکلی اجرا شده اند.
خوانندگان قدیمی اکثرا خوانندگان خوبی بودند چون کسانی که واقعا خواننده بودند خوانندگی می کردند. خلاصه اینکه در جلسات مختلفی که گذاشتیم من با خودم بیشتر آشنا شدم و جرات پیدا کردم که کارهای تازه ای بکنم.

بعد از آشنایی با محسن رجب پور، اولین آهنگی که منتشر کردید چه بود؟

«بارون که زد».

از همان اول با استقبال مواجه شد؟

اینها را کاش آقای رجب پور بگویند چون ایشان بیشتر در بطن جامعه هستند. ما درواقع با این کار معرفی شدیم. پلانی که از طرف کمپانی برای من در نظر گرفته شده بود هم در ابتدا معرفی حامد همایون بود. یک شخصیت صدایی شکل گرفت و تصویب شد. یک سری خط ملودی تصویب شد، تنظیم ها درست و رفع اشکال شد و بعد با این آهنگ معرفی شدم. کار خوب ارزیابی شد اما جواب خیلی خوبی که از طرف مردم داده شد از «چتر خیس» بود. این آهنگ باعث شد که مردم برگردند و آهنگ قبلی من را هم گوشش کنند و این سبک خواندن را از من بپذیرند.

حامد همایون

الان و با این نگاه جدیدت، فکر می کنی مانیفست حامد همایون چیست؟ عشق؟ مهربانی؟ شادی یا موج مثبت؟

ماموریتی که ترانه شرقی برای من تدوین کرده تا من در آن category کار کنم، از نظر سنی از پایان دوره نوجوانی است تا پایان دوره میانسالی اما اگر از قبل یا بعد از این دوره هم مخاطب داشتیم که خوش شانسی ماست.
مانیفستی هم که برای من در نظر گرفته شد عشق و امیدواری با نگاه مثبت است.این به عنوان مسئولیت به من و گروهم واگذار شد.
فکر می کنم آه و ناله در موسیقی ما خیلی زیاد شده و ما می خواهیم موج مثبت ایجاد کنیم. هر کاری هم که تا به حال خواندیم سعی کردیم این موج مثبت در آن وجود داشته باشد.

وقتی این مسئولیت از طرف ترانه شرقی به تو واگذار شد خودت چه حسی داشتی؟

اوایل خیلی باری من سخت بود. یک بار یک مصاحبه از آقای رجب پور خواندم که گفته بود مشکل ما این است که هنرمندان موسیقی پاپ هنگام خلق طمع یا یک هاله توهم دارند یا اینکه در یک غار زندگی می کنند و با دنیای بیرون شان ارتباط ندارند. شما هنرمنداین را می بینید که دارند کاری را تولید می کنند و ماه  ها در استودیو هستند. نان و غذایشان را یکی دیگر از بیرون می آورد. یک آلبوم می خواهد تهیه کند سه سال در جامعه نیست و توقع دارد جامعه ای که هر روز دچار دگرگونی است آن را بپذیرد.
اینها را خواندم و توضیحات را شنیدم و کم کم عادت کردم و روال کارم مشخص شد. الان چارچوب ها را می دانم و حتی الان غلط گیری ها و خط خوردگی ها به نسبت اوایل خیلی کم شده است. الان دیگر جا افتادیم.

این روال را به خاطر شهرت و محبوبیت پذیرفتی یا دلی هم دوست داری؟

من بدون تعارف عاشق موسیقی هستم و هیچ کس هم از شهرت و محبوبیت و موفقیت بدش نمی آید. ایمدوارم این اتفاق که برای من افتاد برای دیگر جوانانی که لیاقتش را دارند هم بیافتد. ما هنرمندان زیادی داریم که دارند کار می کنند اما درست هدایت نمی شوند. من سال ها درس دادم و می دانم. یک موزیسین و خواننده باید درست هدایت شود. این قدر این روی من تاثیرگذار بود که از آقای رجب پور خواهش کردم دو دوره در شیراز مسترکلاس راز و رمزهای موفقیت در موسیقی را گذاشتند به خاطر اینکه خودم من متحول شدم.
من حرف گوش می کنم چون موفقیت را دوست دارم. الان نمی خواهم وارد جزییات شوم اما یک کلمه در کارهای من بود که شد کلید موفقیت ما. من و بقیه بچه ها می گفتیم این کلمه حذف شود و آقای رجب پور می گفتند نه. باید باشد و این کلمه رمز موفقیت این کار است و واقعا هم شد.

چه کلمه ای؟

به به. ترانه سرا آن را نوشته بود اما ما می گفتیم این یه جوری است. یک سری می گفتند کودکانه است و یکی دیگر چیز دیگری می گفت. اما با نظر آقای رجب پور ماند و حالا همین به به یک موج بین بچه های چهار، پنج ساله ایجاد کرده است. این هم حرف آقای رجب پور است که کلامی بگو که در متون ساده باشد و مردم راحت قبولش کنند. این روزها کسی حال ندارد خیلی فکر کند. موسیقی پاپ یعنی همین. موسیقی ای که مردم با آن ارتباط برقرار کنند.
من ممکن است صد تا تکنیک بلد باشم، اگر اینها را در یک آهنگ پیاده کنم فقط چند نفر دوست موزیسین من خوش شان می اید. بطن جامعه می خواهد راحت با یک آهنگ ارتباط برقرار کند و راحت هم با آن همصدایی کند. بنابراین این قضیه در ساخت ملودی هم سرمشق شد. ملودی ها هم باید ضمن آنکه خاص است و و جه تمایز دارد انرژی مثبت هم داشت باشد و هم اینکه سهل باشد و مردم آن را راحت بپذیرند.

خودت فکر می کنی عاشقانه ترین بخش از آهنگ هایی که تا به حال پخش کردی کدام بخش است؟

با توجه به فیدبک هایی که از مردم گرفتیم فکر می کنم چتر خیس عاشقانه ترین باشد. چتر خیس یک بند اتصال خیلی خوب دارد که از یک رابطه خیلی عاشقانه و خوب حکایت می کند.

نگفتی عاشقانه تری بخش از چتر خیس کجاست؟

من فضای شروع آهنگ که می گوید: «دستم در دست یاره، قلبم چه بی قراره» را خیلی دوست دارم. یعنی کار با یک پتانسیل خوب شروع می شود. این آهنگ سه بخش دارد و درواقع سه مدل ملودی مختلف توی هم حل شده است. این کار اول ملودی بوده روی آن کلام نوشته شده.

برای چتر خیس به شاعرت چه گفتی و گفتی چه می خواهی؟

ما با دونفر از دوستان شاعر کار می کنیم، سهیل و محمدرضا. محمدرضا نظری قطعه چتر خیس را کارکرده و مردم شهر و سهیل حسینی هم مابقی قطعات. درکارهای بعدی مان از هر دو این دوستان عزیزم کار داریم. خلاصه اینکه من ملودی را به جفت شان دادم و گفتم فقط دوست دارم یک فضا ساحلی و بارونی باشد که هر دو نوشتند و تصمیم گرفتیم کار محمدرضا را کار کنیم.

همان که نوشت تایید شد؟

تا ترجیع بند تایید شد و سر ترجیع بند آقای رجب پور نظر داشتند و بعد درستش کردیم.

انرژی مثبت تری بخش این شعر کجا بود؟

چیزی که من از مردم شنیدم آنجاست که می گوید: «می خوامت خانومم/ با عشقت آرومم».

خودت چه جور نگاه عاشقانه ای با این ترانه داری؟

راستش جدیدا عشق برای من جور دیگری معنی می شود. الان عشق برای من مثل چیزی است که حرکت دارد و هر چیزی که حرکت دارد خوب است. این عشق حتما لازم نیست برای شخص باشد. عشق واقعی بدون هر گونه اغراقی خداست. هر روز که شما حالت تان خوب است آن روز ممکن است عاشق باشی. حتما لازم نیست که عاشق یک نفر باشی. آن روز خوب روز عشق است، روز خوبی کردن و محبت فکر می کنم در موسیقی هایمان این پیغام باشد. یعنی ما این عشق را همه جور معنی کردیم؛ چه به شخص خاص، چه به همسرش، چه به خانواده اش یا به خدایش.

جدا از مواردی که تا به حال گفتی، یکی دیگر از برگ های برنده ات فکر می کنم این بود که با تیمی کار کردی که با هم دوست بودید و با هم زندگی می کردید و نرفتی دنبال عوامل برند…

دقیقا همین طور است. این خیلی موثر بود. قول و قراری هم که با هم داشتیم همین بود که تا الان پاش وایسادیم و  ان شاءالله که تا زنده هستیم در کنار هم باشیم، هم سامان، هم سهیل و هم محمدرضا با هدایت آقای رجب پور، خارج از مساله کاری و بیزینس، ما با برند کاری نداشتیم، خودمان یکی، یکی کار را پیش بردیم، روی آن بحث کردیم و با هم مشورت کردیم و هیچ کس هیچ چیزی کم نگذاشت. خیلی بی خوابی و زحمت کشیدیم و در لحظه لحظه کارمان هم سعی کردیم خودمان باشیم.

آقای رجب پور خیلی حرف قشنگی می زند. می گوید رسیدن و خود هنرمند خیلی مهم است. ما باید در کنار دانشی که داریم، نوآوری کنیم و کار دیگری انجام بدهیم. جرات نوآوری کردن آدم را موفق می کند. من فکر می کنم این اتفاق در مورد بنیامین هم از «دنیا دیگه مثل تو نداره» افتاد چون حالت استکاتویی که در آن آواز بود و ریتمش یک نوع نوع آوری بود.
من نوع آوری ام روی کارهای کششی آوازش است و او هم یک مدل دیگر. من فکر می کنم علاوه بر آن چیزی که گفتی، برگ برند نوع آوری است. البته شاید موفق نشده باشیم. اما در هر حال سعی کردیم صددرصد خلاقیتی که به آن معتقد بودیم را پیاده کنیم.

ترانه سرایت را چگونه پیدا کردی؟

من با ترانه سرایم 15 سال است که دوستم. خیلی سنش کم بود که می شناختمش. بعد از هفت، هشت سال که با هم دوست بودیم آمد پیش من کلاس آواز. سال 88 تا 89 بود. آمد کلاس آواز و بعد گفت من شعر هم می نویسم. گفتم شعرت را بده بخوانم. خواندم و بعد گفتم تو دیگر کلاس نیا. الان هم با هم دوستیم و هم خصوصیات رفتاری آواز مرا می شناسد. البته سهیل دف هم می زند و با آواز هم آشناست. با محمدرضا نظری هم از شهر مردم شهر آشنا شدیم و ان شاءالله این همکاری با هر دو آن ها کماکان ادامه خواهدداشت.

اولین بار کی یک آهنگ را در فضای مجازی منتشر کردی؟

خاطرم نیست که دقیقا کی بود. من چون درس می دادم خواستم چیزی بخوانم که یک اتود برای شاگردهایم داشته باشم و حدود هفت، هشت سال پیش اولین قطعات را منتشر کردم. کارهای دیگری هم که کردم به نوعی مانور آوازی بود.

اولین آهنگت کار چه کسی بود؟

اولین آهنگم ساخته خودم نبود. اسمش بود عروس آرزوها که ملودی اش را حسین ترصد ساخته بود و شعرش را هم کریم لک زاده عزیز که الان دکتر ادبیات شده و استاد دانشگاه است. البته این آهنگ و آهنگ های بعد از آن شنیده نشد.

پیش از این دوره اخیر چند آهنگ منتشر کرده بودی؟

فکر می کنم هفت، هشت تا آهنگ می شد. در یک مقطعی تصمیم گرفته بودم که یک آلبوم منتشر کنم. مجوزش را هم گرفته بودیم اما خیلی اذیت شدیم و منتشر نشد. این اواخر و قبل از آشنایی با آقای رجب پور هم چند تا تک ترک منتشر کردم که ترک های جدی تری بود.

اجرای صحنه ای هم داشتی؟

اجرا هم کم و بیش داشتم اما از وقتی که آشنا شدم با ترانه شرقی، ذهنیتم نسبت به موسیقی ریست شد.

با آقای رجب پور چطوری آشنا شدی؟

من و سامان امامی، که الان تنظیم کارهای مرا انجام می دهد از طریق اینستاگرام با هم آشنا شدیم و بعد سامان مرا به آقای رجب پور معرفی کرد. با سامان رفتیم پیش آقای رجب پور من برایش زنده خواندم. چند تا کار برایش خواندم و بعد ایشان در یک جلسه دو ساعته با من در مورد جامعه شناسی موسیقی، اقتصاد هنر و اینکه سبک و سیاق یک نفر چگونه می تواند به سمت مردم حرکت کند با من حرف زدند. بعد ایشان از من خواستند براساس دسته بندی که ایشان آنجا برایم انجام دادند اگر می توانم کاری را تولید کنیم.

از آنجا همکاری مان شروع شد. این موارد را همان روز برایم نوشتند و اینها شد سرمشق ساخت و کارکردن. من لاین به لاین آن نوشته را از حفظ هستم و به نوعی دستور و مدل کاری من در ملودی سازی و نگاهم به مخاطب است. یعنی چه از انتخاب شعر و چه از مدل ملودی ها از این دستورالعمل استفاده می کنم. ایشان به من جرات دادند که لحن خاص خودم را داشته باشم و کلا مدل کارم تغییر کرد. الان سیستم کاری ما این است که وقتی کاری را تولید می کنیم اتاق فکر داریم و آقای رجب پور به نوعی رفع اشکال می کنند. ترک هایی مثل چتر خیس که مورد استقبال مردم قرار گرفته حاصل یک کار گروهی است و من مجری آن هستم.

من نمی دانستم که این همه سال در زمینه موسیقی کار کردی و خوشحالم کسی که زحمت کشیده به حقش رسیده. الان گفتی که حاصل این کار گروهی حرکت به سمت مردم و مردمی تر شدن است. این دقیقا یعنی چی؟ یعنی سعی می کنید کار را سطحی تر کنید؟
نه. من دوستان هنرمند، خواننده و نوازنده زیادی دارم. هنرمندان به خاطر درونگرایی که دارند از جامعه کمی دورند و درواقع شناخت درستی از سطح و بطن جامعه ندارند. مثلا یک کار هست که من ملودی ساختم و دوست شاعرم ترانه اش را نوشته و ما آن را خیلی دوست داریم اما آیا مردم هم کاری که من و او نوشتیم را دوست دارند؟ معلوم نیست این گونه باشد. ما باید ببینیم نقاط خالی شنیدار مردم کجاست.

برعکس اینکه می گویند مردم ایران موسیقی بد گوش می دهند و می پسندند به نظرم اصلا این طور نیست. مردم ایران موسیقی جدید و جذاب را دوست دارند، چیزی که جذاب باشد و دریچه جدیدی را به رویشان باز کند نه اینکه در قالب خودش، خودش را محصور کند. من حالا به این قائل هستم که یک نفر باید باشد که به هنر شما سمت و سو بدهد. من سال ها پیش از این می خواندم، چرا قبل از این نتوانستم به بطن جامعه راه پیدا کنم و شنیده نشدم؟ من همان آدم هستم با همان صدا اما…

نگاهت عوض شد.

نگاهم خیلی عوض شد. من تازه دارم به معنای واقعی موسیقی پاپ می خوانم. موسیقی ای که در چارچوب شنیدار درست مردمی و قابل شنیدن باشد. مردم ما چه چیزی را دوست دارند؟ مردم ما الان شادی و آرامش را دوست دارند.

فقط می خوانی یا ترانه هم می نویسی؟

نه. من آهنگ می سازم و می خوانم. تاحالا آهنگساز هرچه ملودی که از من شنیدید خودم هستم. آهنگ ها را خودم ساختم و تنظیم ها از سامان امامی و ترانه ها هم از دو نفر از دوستان خوبم سهیل حسینی و محمدرضا نظری.

در کلاسی که در نهایت شنیده می شود خودت چقدر تاثیرگذار هستی؟

کار ما درواقع یک کار جمعی است. از اسفندماه پارسال که شروع کردیم درواقع همیشه جمعی تصمیم گرفتیم و البته تصمیم نهایی را آقای رجب پور می گیرد. ما یک چارچوب برای خودمان در نظر گرفتیم که مردم را به سمت یک موج مثبت ببریم. مثلا اگر یک ترانه خیلی بار منفی داشته باشد سعی می کنیم مثبتش کنیم. من چون نظام مند بودن این سیستم را می دانم، قبل از اینکه کار را ارائه کنیم کمپانی که بشنوند و تصمیم بگیرند، خودمان سعی می کنیم که جراحی های اولیه را انجام بدهیم. البته در هر صورت در جلسه جمعی تصمیم گرفته می شود که ما کی چه کاری را انجام بدهیم.

تو همین چند وقت پیش تیتراژ برنامه فرمول یک را اجرا کردی. همکاری با علی ضیاء چگونه اتفاق افتاد؟

دقیقا نمی دانم. فکر می کنم تهیه کننده برنامه یا آقای علی ضیاء به آقای رجب پور پیشنهاد کردند و این پیشنهاد به دست من و سامان رسید و ما هم این تیتراژ را بنا بر سفارشی که داشتیم و المان هایی که مورد نیاز تهیه کنننده بود کارکردیم. طبیعتا این قطعه براساس استانداردهای تلویزیون تهیه شده است.

فیدبک این قطعه چطور بود؟ آیا علاقه مندان شما کار را دوست داشتند؟

خدا را شکر بله. به نظر می رسد بازتاب خوبی داشت.

در خبرها آمده بود که یک از گزینه ها برای فیلم سنتوری دو آقای مهرجویی و خواندن به جای محسن چاوشی شما هستی. این شایعه درست است؟

من خبر ندارم و تا جایی که می دانم آقای رجب پور هم در جریان چنین چیزی نیست. شاید این نتیجه تحقیق و نظرات تیم دستیاران استاد مهرجویی باشد.

آخرین سوال، اولین کنسرتت کی خواهدبود؟

اولین کنسرت من در جشنواره موسیقی فجر است. این یک خبر داغ است و اولین بار است که دارم می گویم.

[ad_2]

لینک منبع

خاصیت آب خیار برای زیبایی پوست و لاغری بدن

[ad_1]

آب خیار

خیار یکی از سبزیجات مفید است که برای پوست و زیبایی بسیار اهمیت دارد. با نوشیدن آب خیار می توانید زیبایی پوست را تضمین کنید و همچنین کاهش وزن داشته باشید و با آب خیار به تناسب اندام برسید.

 

خواص آب خیار چیست؟

آب خیار نوشیدنی معجزه گر برای سلامت است که باید سعی کنید در ژیم غذایی خود آب خیار را بگنجانید. نوشیدن آب خیار سرطان پیشگیری می کند و به تناسب اندام کمک می کند. می توان گفت آب خیار معجونی معجزه گرد است که شما را سالم و زیبا نگه می دارد.

آب خیار

فواید آب خیار برا پوست و سلامت

شاید بارها و بارها از خیار برای برطرف کردن پف چشم و التیام پوستتان استفاده کرده باشید اما وقتی آب خیار را می نوشید، دنیایی از فواید بی نظیری را در اختیار بدنتان قرار می دهید که هرگز فکر نمی کردید این سبزی یا میوه ی دست کم گرفته شده، داشته باشد. فقط همین ابتدا خوب است این مورد را یادآوری کنیم که از نظر طب سنتی طبع خیار سرد است پس افراد با مزاج سرد باید در مصرف آن احتیاط کنند و حتما آن را با مصلحش یعنی عسل یا خرما و یا ادویه جاتی مثل سیاه دانه و زنیان و یا نعناع مصرف کنند.

1. تقویت استخوان ها

شما می توانید با نوشیدن آب خیار، میزان توصیه شده ی نیاز روزانه تان به ویتامین K را تأمین کنید. ویتامین K باعث تقویت بافت استخوان شده، سلامت کلیه ها را حفظ کرده و نقش مهمی در لخته شدن خون دارد.

2. پیشگیری از سرطان

بسیاری از انواع سرطان شامل کارسینوم (سرطان هایی که توانایی متاستاز دارند)، سرطان های مربوط به اندام های تولید مثلی زنان و آدنوکارسینوم را می توان با مصرف منظم آب خیار پیشگیری کرد. زیرا خیار حاوی مواد مغذی مهمی است که از رشد این سرطان ها جلوگیری می کند.

3. حالت اسیدی خون را تعدیل می کند
اسیدی شدن یک مشکل بسیار رایج است که می تواند تأثیرات دردسرسازی به بار بیاورد.
آب خیار دارای مواد معدنی قلیایی (آلکالین) است که سطح pH خون را تنظیم می کند. همچنین می تواند با نوشیدن منظم آب خیار، گاستریت معده و زخم اثنی عشر را درمان کرد.

4. بدنتان را آب رسانی می کند

95 درصد خیار از آب است و برای همین ظرفیت بالایی که از آب دارد می تواند بدن را به خوبی آبرسانی کند، سموم را دفع کند، بدن را خنک کند، گوارش را تسهیل کند و کاهش وزن را دربر داشته باشد. اگر بدنتان آب کافی و مورد نیازش را در اختیار داشته باشد، فواید بیشماری نصیبتان خواهد شد.

5. مبارزه با کلسترول و دیابت
ثابت شده که استرول های موجود در خیار می توانند سطح کلسترول بد خون را پایین بیاورند. آب خیار به لوزالمعده در تولید انسولین نیز کمک می کند و به همین علت برای حفظ بهینه ی قند خون در بیماران دیابتی بسیار مفید است.

6. کاهش درد مفاصل

خیار حاوی مقادیر زیادی سیلیکا است که گفته می شود با تقویت بافت های همبند، سلامت مفاصل را افزایش می دهد. آب خیار سرشار از ویتامین های A، B1، B6، C و D، اسید فولیک، منیزیم، کلسیم و پتاسیم است. اگر آب خیار را با آب هویج ترکیب کنید، این مواد مغذی می توانند نقرس را تخفیف داده و درد مفاصل را هم تسکین دهند.

7. التیام آفتاب سوختگی

اگر در تابستان بدون اقدامات محافظتی مناسب در برابر اشعه ی آفتاب، بیرون بروید احتمال اینکه دچار آفتاب سوختگی شوید بسیار زیاد است. در چنین شرایطی، ماساژ ناحیه ی آسیب دیده با آب خیار می تواند مفید باشد و شما فوراً تأثیر التیام بخشی و خنک کنندگی آن را خواهید دید.

8. تقویت سیستم ایمنی

آب خیار دارای مس است و مس هم به مغز کمک می کند تا فرارسان های عصبی تولید کند. مس به تولید سلول های قرمز و تقویت سیستم ایمنی نیز کمک می کند. همچنین مس از بدن شما در برابر آسیب سلولی در مواجهه با سموم محیطی محافظت می کند. مس، مسئول تولید انرژی قابل استفاده بوده و به همین دلیل بدن و ذهنتان را فعال و سالم نگه می دارد.

9. تقویت دندان ها و استخوان ها
اگر گیاهخوار هستید، حتماً آب خیار را جایگزین شیر کنید. تقویت دندان ها و استخوان ها، افزایش تراکم استخوانی، کمک به سیستم عصبی در انتقال پیام های عصبی و کمک به بدن در حفظ تعادل هورمونی، تنها چند مزیت از فواید نوشیدن آب خیار است.

10. حفظ پوستی بی عیب و نقص
نوشیدن روزانه ی آب خیار به شما کمک می کند تا پوستی شفاف و درخشان داشته باشید. بسیاری از کارشناسان زیبایی عقیده دارند آب خیار، جوش و آکنه را برطرف می کند. خیار دارای سطح بالایی از آنتی اکسیدان است که می تواند التهابات را کاهش داده و عیب و ایرادهای پوستی ناشی از بالا رفتن سن را کمتر کند. همچنین خیار یکی از در دسترس ترین سبزیجات موجود در بازار است که منبعی از خوبی و سلامتی به شمار می رود. نوشیدن روزانه ی آب خیار می تواند بدن و پوستتان را تغذیه کرده و سلامت عمومی تان را ارتقاء بدهد.

خواص بی نظیر آب خیار برای پوست و لاغری

منبع : همشهری آنلاین -/ح

[ad_2]

لینک منبع

سحر دولتشاهی | عکس های سحر دولتشاهی و بیوگرافی سحر و همسرش

[ad_1]

بیوگرافی سحر دولتشاهی

عکس های داغ و جذاب سحر دولتشاهی و بیوگرافی سحر دولتشاهی

سحر دولتشاهی (زادهٔ ۱۶ مهر ۱۳۵۸ تهران) بازیگرِ سینما، تئاتر و تلویزیون ایران است. او فارغ‌التحصیل رشته‌های ادبیات نمایشی و مترجمی زبان فرانسه می‌باشد. بازی در فیلم طلا و مس به کارگردانی همایون اسعدیان در سال ۱۳۸۸ برایش کاندیداتوری جایزهٔ بهترین بازیگر نقش دوم زن از چهاردهمین جشن خانهٔ سینما را در پی داشته است.
سحر دولتشاهی‌توانست در سی و سومین دورهٔ جشنوارهٔ فیلم فجر، سیمرغ بلورین بهترین بازیگر نقش مکمل زن را برای بازی در فیلم عصر یخبندان به دست بیاورد.

سحر دولتشاهی

زندگی‌نامه سحر دولتشاهی

شروع فعالیت هنری وی با تئاتر بود، که البته بازی در تئاتر، موقعیت‌های خوبی پیش روی او گذاشت و او را با سینما و تلویزیون آشنا کرد. همین حضور در صحنهٔ تئاتر بود که منجر به آشنایی او با رامبد جوان شد. دولتشاهی در ۲۷ اسفند ۱۳۸۷ با رامبد جوان ازدواج کرد و در ۱۳۹۳ از وی جدا شد.

تئاتر سحر دولتشاهی

  • نیمروز خواب‌آلود (آیت نجفی) (۱۳۸۰)
  • مرغ دریایی (آیت نجفی) (۱۳۸۰)
  • قوی‌تر (سحر دولتشاهی و آیت نجفی) (۱۳۸۱)
  • دوشیزه ژولی (آیت نجفی) (۱۳۸۱)
  • زائر (حمید امجد) (۱۳۸۲)
  • خبرهایی از تهران ۲ (آیت نجفی) (۱۳۸۳)
  • کلاغ و دوچرخه (آتیلا پسیانی) (۱۳۸۳)
  • بی شیر و شکر (حمید امجد و سید مهرداد ضیایی) (۱۳۸۳)
  • هی مرد گنده گریه نکن (جلال تهرانی) (۱۳۸۳)
  • تجربه‌های اخیر (امیررضا کوهستانی) (۱۳۸۳)
  • تلخ مثل عسل (آتیلا پسیانی) (۱۳۸۳)
  • سیفون (آروند دشت‌آرای) (۱۳۸۴)
  • بازگشت به خان نخست (آروند دشت‌آرای) (۱۳۸۴)
  • تیغ و ماه (آتیلا پسیانی) (۱۳۸۵)
  • زخمه بر رمل (آتیلا پسیانی) (۱۳۸۵)
  • آناتو تیغ (آتیلا پسیانی) (۱۳۸۶)
  • یک سمفونی ناکوک (آتیلا پسیانی) (۱۳۸۶)
  • کشتی شیطان (آتیلا پسیانی) (۱۳۸۸)
  • زنی از گذشته (محمد عاقبتی) (۱۳۹۰)
  • پاورقی (احمد کچه‌چیان) (۱۳۹۰)
  • دراکولا (ستاره پسیانی) (۱۳۹۰)
  • جاده طولانی مارپیچ (رضا گوران) (۱۳۹۱)
  • ترن (نیما دهقان) (۱۳۹۱)
  • تن‌تن و راز قصر مونداس (آروند دشت‌آرای) (۱۳۹۱)
  • خانه سربی (علی نرگس‌نژاد) (۱۳۹۲)
  • ترانه‌های قدیمی (محمد رحمانیان) (۱۳۹۲)
  • از بیت‌المقدس تا اریحا (بیتا الهیان) (۱۳۹۲)
  • خشکسالی و دروغ (محمد یعقوبی) (۱۳۹۳)
  • دور همی زنان شکسپیر (بهاره رهنما) (۱۳۹۳)

سحر دولتشاهی

سینما سحر دولتشاهی

  • فرزند صبح (بهروز افخمی) (۱۳۸۳)
  • چهارشنبه‌سوری (اصغر فرهادی) (۱۳۸۴)
  • میم مثل مادر (رسول ملاقلی‌پور) (۱۳۸۵)
  • وقتی همه خوابیم (بهرام بیضایی) (۱۳۸۷)
  • طلا و مس (همایون اسعدیان) (۱۳۸۷)
  • آسمان زرد کم عمق (بهرام توکلی) (۱۳۹۱)
  • گذشته (اصغر فرهادی) (۱۳۹۱) (صداپیشه)[۵]
  • متروپل (مسعود کیمیایی) (۱۳۹۲)
  • نیمرخ‌ها (ایرج کریمی) (۱۳۹۳)
  • مستانه (حسین فرح‌بخش) (۱۳۹۳)
  • مرگ ماهی (روح‌الله حجازی) (۱۳۹۳)
  • عصر یخبندان (مصطفی کیایی) (۱۳۹۳)
  • شکاف (کیارش اسدی‌زاده) (۱۳۹۳)
  • دلم می‌خواد (بهمن فرمان‌آرا) (۱۳۹۳)
  • بارکد (مصطفی کیایی) (۱۳۹۴)
  • وارونگی (بهنام بهزادی) (۱۳۹۴)

سحر دولتشاهی

تله فیلم سحر دولتشاهی

  • فراموشی (مسعود مددی) (۱۳۸۶)
  • اخراجی (مهدی کرمپور) (۱۳۸۶)
  • یک اسم (بیژن میرباقری) (۱۳۸۸)
  • گنجینهٔ شرق (کمال تبریزی) (۱۳۸۹)
  • سوگ (مرتضی فرشباف) (۱۳۸۹)
  • اکباتان، بلوک ۹ (مجید توکلی) (۱۳۹۰)
  • دنیای بهتر (بهروز شعیبی) (۱۳۹۱)
  • چند روز بیشتر (پریسا گرگین) (۱۳۹۲)

مجموعه تلویزیونی سحر دولتشاهی

  • کتابفروشی هدهد (مرضیه برومند) (۱۳۸۶)
  • مسافران (رامبد جوان) (۱۳۸۸)
  • نابرده رنج (علیرضا بذرافشان) (۱۳۸۸)
  • توطئه فامیلی (رامبد جوان) (۱۳۸۹)
  • آب پریا (مرضیه برومند) (۱۳۸۹)
  • قلب یخی (فصل سوم) (سامان مقدم) (۱۳۹۱)

دیگر آثار سحر دولتشاهی

  • فیلم کوتاه برای همیشه (آرش کمالی سروستانی) (۱۳۸۶) (هنرپیشه)
  • مستند یادداشت‌های شهر شلوغ (بابک گودرزی‌نژاد) (۱۳۸۷) (گزارشگر)
  • برنامهٔ رادیو ۷ (منصور ضابطیان) (۱۳۸۹) (گویندهٔ متن)
  • برنامهٔ تلویزیونی کتاب دا (سینا عطائیان) (۱۳۹۰) (راوی)
  • برنامهٔ گپ (رامبد جوان) (۱۳۹۰) (مجری)
  • مستند ابراهیم در آتش (کیوان علی‌محمدی و امید بنکدار) (۱۳۹۱) (هنرپیشه)
  • برنامهٔ عقاید یک آکتور سینما (منیژه حکمت) (۱۳۹۲) (مصاحبه‌کننده)

سحر دولتشاهیسحر دولتشاهیسحر دولتشاهیسحر دولتشاهیسحر دولتشاهیسحر دولتشاهی

زندگینامه سحر دولتشاهی + تصاویر دیدنی سحر دولتشاهی

 

[ad_2]

لینک منبع

چند بار در هفته رابطه جنسی خوب است؟

[ad_1]

چند بار در هفته رابطه جنسی خوب است؟

چند روز یک بار رابطه جنسی زن و شوهر مناسب است و ضرر ندارد؟

رابطه جنسی و رابطه زناشویی چند بار در هفته می تواند نیاز زوجین را تامین کند؟

ما اغلب بر این باوریم که داشتن یک زندگی و رابطه زناشویی خوشایند و رضایت بخش بستگی به تعداد دفعاترابطه جنسی ندارد ولی از انجایی که داشتن یک رابطه جنسی سالم و صحیح بنا به خواسته ی زن و مرد در فراهم کردن شرایط مهم و مورد نیاز سلامت جسمی و روحی لازم است پس نمی توان نقش و تاثیر مثبت آن را نادیده گرفت.

برخی پزشکان و روانشناسان معنقدند که برقراری ارتباط همانند مصرف 8 لیوان آب در طول روز برای سلامت زن و مرد نیازی حیاتی است اما چه میزان و چند بار در طول هفته داشتن یک رابطه جنسی سالم زناشویی مورد نیاز بدن زن و مرد است و میتواند تضمین کننده سلامت روان و بخشی از جسم انها باشد.

همچنین : چرا زنان هنگام رابطه جنسی تاریکی را دوست دارند؟!

ساری کوپر ، متخصص روانشناس و یک درمانگر جنسی بعد از مطالعات بسیار در این زمینه نظر خود را در این رابطه اینطور منتشر کرد که ” بر اساس نیاز روانی و جسمی زوجین برقراری رابطه جنسی 2 الی 3 بار در طول هفته می تواند مناسب ترین تعداد دفعات برقراری رابطه زناشویی باشد. البته این دفعات مربوط به شرایط معمولی است و دفعات برقراری ارتباط جنسی و زناشویی در اوایل ازدواج – دوران بارداری و بعد از زایمان کاملا متفاوت و به طبع کمتر و بیشتر خواهد بود.

چند بار در هفته رابطه جنسی خوب است؟

دفعات استاندار رابطه جنسی سالم در یک رابطه زناشویی

بهترین تعداد دغعات رابطه جنسی و زناشویی در هفته

در مقاله ای دیگر دکتر فیسچ می گوید:

نیاز زن و مرد برای برقراری و داشتن رابطه جنسی در سن دهه 20 یک تا سه روز یکبار است و این در دهه 30 در برخی از زوجین افزایش و در برخی با کمی کاهش مواجه خواهد شد. این درحالی است که این نیاز با توجه به طبع و مکانیسم طبیعی بدن زن و مرد می تواند متفاوت باشد ولی در هر حال به طور متوسط برقراری رابطه جنسی 3 بار در هفته بهترین و مناسب ترین میزان رابطه زناشویی برای داشتن و کسب سلامت روحی و روانی و البته سلامت جسمی می باشد.

پروفسور فیسچ در مصاحبه با Nerve.com گفت: در برقراری رابطه زناشویی و کسب رضایت از یک رابطه جنسی سالم اولین نکته کیفیت است و کمیت در مرحله بعدی قرار خواهد گرفت. به طوری که شاید زوجینی که هفته ای 4 مرتبه رابطه جنسی برقرار می کنند به اندازه ی زوجینی که هفته ای 2 بار یک رابطه زناشویی با کیفیت دارند از رضایتمندی و سلامت روحی و روانی برخوردار نباشند.

[ad_2]

لینک منبع

تخمه هندوانه خواص بی نظیر تخمه هندوانه برای سلامتی

[ad_1]

تخمه هندوانه

اگر مدام هنداونه میل می کنید تخمه های آن را دور نریزید زیرا سرشار از از ویتامین و مواد معدنی است. با مصرف تخمه هندوانه می توانید از خیلی از بیماری های مانند فشار خون، سنگ کلیه، مشکلات قلبی و عملکرد ضعیف مغز جلوگیری کنید.

فواید تخم هندوانه برای سلامتی بدن

هندوانه یکی از میوه های آبدار است که خواص درمانی بی نظیری دارد. تخمه هندوانه هم دارای خواص زیادی می باشد که منبع پروتئین، ویتامین B و مواد معدنی است. در این مقاله از دکتر سلام به فواید تخمه هندوانه بر سلامتی بدن پرداخته ایم. توصیه ما این است که این بخش را از دست ندهید.

هنگامی که به خواص هندوانه برای سلامتی فکر می کنید، احتمالا به فکر تخمه یا دانه هایش نیستید. احتمالا در مورد شیرینی و آبدار بودن هندوانه فکر می کنید و از دنیای خواص تخمه هندوانه برای سلامتی تان بی خبرید، پس بخوانید:

فواید و خواص تخمه هندوانه برای بدن

مواد مغذی موجود در تخمه هندوانه

واقعیت این است که تخمه هندوانه هنگامی که خشک شده و بو داده شود، یک میان وعده غنی است. وزارت کشاورزی ایالات متحده آمریکا the United States Department of Agriculture، لیستی از مواد مغذی موجود در تخمه هندوانه تهیه کرده است:

پروتئین موجود در تخمه هندوانه

تخمه های هندوانه غنی از پروتئین هستند، 1 لیوان تخمه خشک شده حاوی 30.6 گرم پروتئین است که 61 درصد نیاز روزانه ما را تامین می کند. پروتئین موجود در تخمه های هندوانه حاوی چندین اسید آمینه است که یکی از آن ها آرژنین arginine است. با این که بدن مقداری آرژنین تولید می کند، مرکز تحقیقاتی Medline Plus می گوید که ولی وجود آرژنین اضافه می تواند به بسیاری از فرایندها در بدن کمک کند و حل برخی از مشکلات جسمی را تسهیل نماید. برخی از خواص درمانی آرژنین شامل:تنظیم فشار خون و درمان بیماری عروق کرونر قلب است.

دیگر اسید آمینه های تشکیل دهنده پروتئین تخمه هندوانه:

تریپتوفان tryptophan
گلوتامیک اسید glutamic acid
لیزین lysine
ویتامین B
تخمه هندوانه همچنین سرشار از ویتامین های گروه B هستند. انجمن سرطان آمریکا The American Cancer Society گزارش می دهد که ویتامین B برای تبدیل مواد غذایی به انرژی و دیگر عملکردهای مهم بدن لازم است. بیشترین ویتامین B موجود در تخمه هندوانه نیاسین niacin است،1 فنجان تخمه خشک شده هندوانه حاوی 3.8 میلی گرم نیاسین است که 19 درصد نیاز روزانه را تامین می کند. نیاسین برای حفظ سیستم عصبی، سیستم گوارشی و سلامت پوست مهم است.

دیگر ویتامین های گروه B تخمه های هندوانه:

فولات folate
تیامین thiamin
ریبوفلاوین riboflavin
ویتامین B6
اسید پانتوتنیک pantothenic acid

همچنین بخوانید : خواص بی نظیر گندم سیاه برای بدن

تخمه هندوانه

خواص تخمه هندوانه

مواد معدنی

مواد معدنی موجود در تخمه هندوانه فراوانند. منیزیم فراوان ترین ماده معدنی موجود در تخمه هندوانه است. مقدار 556 میلی گرم یا 139 درصد نیاز روزانه آن هم فقط در 1 فنجان تخمه خشک شده هندوانه. بر اساس گزارش موسسه ملی بهداشت the National Institutes of Health، منیزیم به تنظیم فشار خون و سوخت و ساز کربوهیدرات ها کمک کرده و تاثیر مثبت بر قند خون دارد.

دیگر مواد معدنی موجود در تخمه های هندوانه:

فسفر
آهن
پتاسیم
سدیم
مس
منگنز
روی
چربی ها
شگفت انگیز ترین نکته در مورد دانه هندوانه مقدار چربی موجود در آن است. در یک فنجان تخمه خشک شده هندوانه ، 51 گرم چربی است که 11 قسمت آن چربی اشباع است و سایر چربی ها تک غیر اشباع ، چند غیراشباع و اسیدهای چرب امگا 6 می باشد. انجمن قلب آمریکا The American Heart Association گزارش می دهد که چربی های تک و چند غیر اشباع کلسترول خون را کاهش می دهند و اسیدهای چرب امگا6 می توانند در کاهش فشار خون موثر باشند.

تنها اشکال مصرف تخمه هندوانه در مقدار کالری موجود در 1 لیوان آن است – با مصرف یک لیوان تخمه هندوانه بیش از 600 کالری دریافت خواهید کرد.

خواص بی نظیر تخمه هندوانه برای سلامتی بدن

[ad_2]

لینک منبع